چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

نیشتر - دلنوشته یک بسیجی تقویمی!
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: برسی فتنه ،انقلاب یا اشخاص

 

اول نوشت :

این شعر را به چشم یک نقد دلسوزانه درون گفتمانی ، از بسیجی دلسوخته ای بخوانید که این بار آرمان های اصیل اسلام و انقلاب و مولفه های تفکر بسیجی را با زبان هنر ، فریاد کرده است . هر چند این شعر تلخترین و دردناکترین شعرم تا کنون بوده است .

 

نیشتر - دلنوشته یک بسیجی تقویمی!


دوشنبه :

بسیج

مسجد ، قرآن

سه شنبه :

بسیج خودباوری ، جهاد علمی

جهارشنبه :

بسیج

سازندگی ، خدمت گذاری



شنبه :

بسیج

جوانان ، ورزش

یک شنبه :

بسیج

عفاف ، سلامتی

***

همه می توانند بسیجی باشند

و یک روز

از تقویم عافیت را

پشت بند

قباله شان کنند

***

ما اصلا

برای کسی خطری نداریم

ما

لشکر مخلص خداییم

که در حریم پاک الهی

و

نورانیت ملکوت

نفس میکشیم !

جوان های نورانی

وارث

نافله های زیر منور

و

نماز خواندن

میان قبرهای پشت خاکریز!

***

ما

درس خواندهء

مدرسه عشقیم

و

اهل کوی صفا

مکتب خوانده مصلحت اندیشی

و

زیر سایه نشستهء !

شجره طیبه !

که همه

به اخلاص ما غبطه می خورند

***

ما اصلا

اهل تشکیل حکومت جهانی

و این کارهای خطرناک

نیستیم

و به هر هسته ای

بیشتر از

هسته های مقاومت می اندیشیم !

هر چه باشد

این یکی شدنیست !

***

ما

اهل گردن شکستن

گردن کلفتان بادیه

یا له کردن

زالو صفتان جامعه

نیستیم !

***

تمام دردها را

به مراتب بالاتر گزارش می کنیم

و مراتب بالاتر هم

به مراتب بالاتر

تابرسد به قفسه بایگانی !

***

بولتن ها

پر است از

گزارش های

فرهنگی

و سخنان آقا و امام

آرمان ها ی بلند

و

زخم های کهنه

سر باز نکرده

***

بسیجی ایم

چون

چفیه می اندازیم

و ریش می گذاریم

و آنقدر

تسبیح چرخانده ایم

که دستمان پینه بسته !

و طرح ختم صلوات

نای از گلویمان چنان گرفته

که فریاد زدن را هم

فراموش کرده ایم !

***

عطر حرم

آنقدر مستمان کرده

که شکاف چرکین تبعیض را

هنوز ندیده ایم !

شش هشت که هیچ

یک ماده از هشت ماده ای

علی را هم

هنوز نخوانده ایم

***

ما

جای شهیدان نشسته ایم

و یادشان را

کنگرئی گرامی میداریم

مثل

مثل یادوارهء

شهدای جنگ جهانی دوم !

که دانمارک ، به تقلید ما

۵۰-۶۰ سال

برگذار می کند !

***

ما

یاد شهدا را

با قبرهای شیک یکدست

گرامی میداریم !

و راهشان را

هر سال

در اردوی راهیان نور

با کیک و ساندیس

و نوای

” یاد امام و شهدا … “

طی میکنیم !

***

شهدای بی آزاری

که می شود

عکس شان را

روی داشبورد ماکسیما

چسباند و

تخته گاز

تا جمکران رفت

و

دعای فرج خواند !

***

ما

آنقدر خوبیم

که دزدها هم

از ما نمی ترسند !

آسمان خراش خلیج

و

بیت العدل زیتون

و برج های دوقلو

هم دیگر

ما را نمی بینند !

***

هدف مان

جذب بیست میلون تن است

حتی اگر

اندازه بیست مخلص هم

قلب نداشته باشند !

همهء

ورزشکاران

مسجدیان

خادمان

سازندگی یان

علمیان

عفیفان و الخ

می توانند جذب شوند !

فرقی نمی کند

حاج شهرام !

فرمانده گردان باشد

یا مسئول امور مالی

***

هنوز

وسط میدان

با تمام قدرت

ایستاده ایم !

و برخی

ما را دور زده اند !

تا بهتر و زودتر

به ناکجا آبادهایشان برسند !

تا فضیلت های انقلاب شان (!)

پا بر جا بماند

***

اگر احوال اینطور باشد

و نورانیت مان پابرجا

پس از

چند ده تقویم مصلحت سنج دیگر

” اوبا ما ” هم

با ما می شود

و ما هر سال

برای جذب حداکثری

کریسمس را

به او

تبریک می گوییم !!!



سلمان کدیور – ” سلیم “

 


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بعد نوشت :

1 - امروز یکی ازضروری‌ترین تشکل‌ها، بسیج دانشجو و طلبه است . طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجی‌ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر "نه شرقی و نه غربی " باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می‌پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است . حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوب‌های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است ، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست ، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می‌توان اسلام را فاتح جهان نمود.

(فرمان تشکیل بسیج حضرت روح الله)

 


 


 
ارمان - آرزو
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

کسی که آرزوهای بزرگ دارد، به آرمان های کوچکش هم نمی رسد.

 


 
یک چالش
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

ادم ها خوب عدالت را می شناسند. بیشتر از فرزندان یا پدر و مادرشان. چرا که ذات آنها با عدل چه در بستر تاریخ و چه در بستر زمان ظهور مادی معنویشان در این دنیا متولد شده است.

آدم ها زمانی که بی عدالتی هم مرتکب می شوند به آن جهل ندارند. حتی آدم های خوب.

امّا مشکل کجاست که بی عدالتی رایج و مسلط بر عدل است. چه در نفسانیات و چه در اجتماعیات؟!

مگر نه اینکه عدالتخواهی در فطرت انسانی سرشته شده؟

پس مشکل کجاست؟

این سوال از آین حیث مهم است که ریشه تمام بی عدالتی های اجتماعی هم فرد آدمی است. پس برای پاسخ باید در خود انسان ژرف شد.

و اگر انسان عالم اکبر باشد که هست پاسخ به این سوال نباید چندان دور از ذهن باشد.

به راستی ریشه بی عدالتی و سرچشمه اصلی که علت العلل است در چیست؟

چرا انسان برای رسیدن به عدالت و برقراری آن خود عدالت را نفی می کند؟

آیا انسان عدالت را برای آزادی نفی می کند؟ یعنی میل به آزادی باعث نفی عدالت در انسان می شود؟

یا اینکه اصلا در آرمان انسانی باید عدالت را افضل دید یا آزادی را؟

کدام یک طریقیت و کدام موضوعیت دارند؟

آنی که طریقیت دارد به کدام غایت منتهی می شود؟

این روزها به شدت درگیر این سوالاتم. سوالاتی که پاسخش گره های بزرگ می گشاید.

 



 
امروز ششم است ... شش هشت
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: دانشجویان عدالتخواه ،سومین حرم اهلبیت ،زمین خواری فارس ،برسی فتنه

امروز ششم است ... شش هشت

 

امروز ششم است

شش هشت

ایّام به کام

 آقا شهرام !

آقا مهدی  !

میدانم که حالتان خوب است

حال ما هم

اگر مهم باشد

ملالی نیست جز

جای دندانتان

روی زخم کهنه ما !

***

امروز ششم است

شش هشت

سال مرگ مبارزه با شما

روز بزرگداشت امنیت سرمایه گذاری !

شما خیالتان آسوده

هنوز هم

امنیت برقرار است

و ایّام به کام !

ماشب و روز کار میکنیم

تا شما بالون های هوای داغ به آسمان بفرستید1

ما مالیات می دهیم

تا مسیر جاده ابریشم را

به طرف شیراز ما

کج کنید 2!

مثل همه راه ها

که 30 سال

به خاندان شما ختم شد !

ما کار میکنیم

روز و شب مرکب شما می شویم

تا شما

با خیال آسوده

در " قم آباد قصرالدشت " 3

برای مدیرانتان خانه های آنچنانی بسازید !

یا زیتون و ستاره بکارید و بچنید 

...

حتی راحله

که پدرش روی داربست برج تان

سقوط کرد

هر شب ناخنش را می جود

تا شما

با شکم سیر بخوابید !

***

امروز ششم است

شش هشت

بزرگداشت زر و سیم های باد آورده

درکاسه گدایی دیروزتان !

همه چیز در امن و امان است

دیروز استاندار 4

که شمشیر علیه شما کشیده بود

جلوی  چشم دوربین های بی خبری !

خیار فروشی مشتی رحیم را

به جرم گرانفروشی

پلمپ کرد

و فردایش

 " آقای خلیج فارس "

که دوست شما و همشهری ماست

را ستود

و شمشیر چوبی اش ، از قلاف بیرون نیامد ، هیچ!

از امنیت شما هم خبر داد

خیالتان آسوده !

***

امروز ششم است

شش هشت

روز بزرگداشت  امنیت سرمایه گذاری !

داروغه هم توجیه است !

جای نگرانی نیست

می توانید پیاده رو ها را تصرف کنید 5

یا با درختان سبز

تخت های شهوتتان را بلندتر  بسازید !

تا داروغه

شما را بهتر نبیند !

***

امروز ششم است

شش هشت

سالروز چرکین شدن زخم

زخم درد آور تبعیض !

خیالتان آسوده

آقا زاده ها !

دادیم

" طلبه سیرجانی "

که  رعایت شأنتان را نفهیده بود

به حکم " دادگاه بسیار ویژه "

( که داروغه

شعبه  دارد

 به اسم دین ! )

به هلف دانی بیندازند !

و چند دانشجوی پابرهنه را هم

حکمشان را زدیم  6

که  طعم "لب انتظار" علی را

بچشند !

***

امروز ششم است

شش هشت

سالروز مسابقه 

برای رفاه و شهوت !

آقایان مفاسد اقتصادی !

شما  آنقدر امینید

که می خواستید همه داراییتان را

یک شبه وقف کنید !

همه دوهزار و پانصد میلیار تومان را !

برای همین

چون ریا می شود !

کسی جرأت نمی کند

اسمتان را کامل بچرخاند

آقای " ع . ج " !

" خ " !

"  م . پور " !

"  ح . ق " !

" م . خ " !

و الخ ...

ما میدانیم

اگر زبان باز کنیم !

و از بازار رانت هایتان بگویم

یا به ساحتتان

جسارتی کنیم

اذهان را تشویش  کرده ایم

اکاذیب نشر کرده ایم !

مخلّ نظم عمومی شده ایم !

ما

هر چه باشد

به طفیلی شما زنده ایم

به مدد سرمایه های شما مانده ایم

***

 

امروز ششم است

شش هشت

بازار مسابقه

 گرم

اسب های قدرت رام

دین فروشان همه

در دام

شکاف زخم تبعیض

چرکین !

گلوگاه ها سرمایه

تضمین !

زر و سیم باد آورده

میان کاسه گدایان

تزئین !

نقاط استفهام

امّا

مسکوت ... مسکوت

...

یاران ز پا افتاده

صف ها

دور افتاده

دندان ها

نفشرده

بخود  لرزیده  !

...

امروز ششم است

شش هشت

امیر قافله  امّا

بیرقش در دست

ایستاده چو سرو

سر افراز و سربلند

میان انبوهی از دشمن

...

                                                                          

سلمان کدیور -  " سلیم"