چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

یکشنبه های سیاه
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

آه علی!

مشت نمکی

به نانت بریز و

صد مشت

به زخم هایت بپاش

که همّت حاکمان بلادت

از ستون میزهای قدرتشان

حقیرتر است

و پهنای فهمشان

به وسع کرسی دولتشان نمی رسد!

آه علی!

سر در چاه غربت کن

که مالکان نخعی ات

راه خیمه معاویه را

در چکاچک صفین قرن

گم کرده اند

که اینگونه

آیه های تو را فقط

به نوک پُزهای حزبشان آویخته اند!

آه علی!

سر به تاریکی نخلستان بر

که اَشتران سرزمین

اندازه اُشتران بیابان

نفهمیدند به طوفان روزگار

در غبار فتنه ها

پلک ها را

دوتا باید کرد

چشم ها را

باز باید داشت!

و نفهمیدند جای بصیرت

 نه نشخوار دهان

که فراسوی چشم های تاریخ بین است

***

آه علی!

تنها

به لشکر خصم زن

تنها

در مُخیله خیمه ساز

که سرداران سپاهت

سرگرم چین خرما

ز نخلهای نفسند خویشند

و سربازان

برسر غنیمت های اُحد

شمشیر به هم کشیده و

تنگه را

به مناقصه ایهود نهادند!

***

آه علی

مشک بیوه زنان را

انبان نان یتیمان را

بارقه های ایمان را

تنها به دوش زخمیت کش

که بطن این قوم

ز گرسنگی گودشینان سرشار است

***

آه علی!

ندیدند

چشم یتیمی در غزه

دل مبارزی در قطیف

گام مجاهدی در منامه

صبر مادری در مارون

زخم آشنایی در حمص

به عشق امامه هاشمی ات

عبای مشکی فاطمی ات

محاسن سپید حیدریت

لاله های امید را

به دشت دردهای بشر کاشته اند

نمی بینند که اینگونه

نعمت حضورت را

شقایق وجودت را

-که بهانه زندگی هاست-

به کفر کشیده اند

***

آه علی!

که هر چه به سر دویده ای

هیچ اشاره ندیده ای

که سالهاست ایستاده ای آماده

و دسته ای اینچنین

 ز طاعتت آزاده!

***

آه علی!

چشم به روشنی جمعه بسته ای

و ما

در خَم یکشنبه های سیاه

 راه خویش گم کرده ایم!

بیا و خضر ما بمان

و ز لنگی همرهان راه مرنج

که تو

امیر قافله ای هستی

که شمشیران خویش را

به کینه محرم شصت و یک

به اشک دیده آب دیده کرده اند!

تو

امیر قافله ای هستی

که سروهای بیداری بشر

سرخی لاله های آزادی

به اشاره انگشت های ابوذرت

چشم بسته اند!

 

سلمان کدیور- " سلیم"