چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

بیست میلیون فوتبالیست
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

فوت

           بال

                          ایست

پایش چپ شد

روی چمن

نیمکت نشین شد

به او دلار دادند

مادر

دور پدر فوت کرد

پدر بال گرفت

مین ها به او ایست دادند

پایش جا ماند

ولیچر نشین شد

به او درد دادند!

 فوت

                 بال

                                      ایست

به سوی خودی شوت کرد

پدر دروازه بان بود

شیرجه نرفت

ویلچرش لنگ بود

خط شکسته شد

به پدر کارت دادند

 به فوت

                   بال

                                          ایست

کارتل!

فوت

             بال

                                   ایست

گل می زد

به دروازه خودی

وقتی او را

با دختر گل فروش سر چهار راه

شبانه گرفتند

فوت

                  بال

                                             ایست

به کره گل زد

-          از همان گل های سرچهار راه -

کیروش خندید

فوت

                       بال

                                                ایست

بیست ملیون برد

دوربین ها نور انداختند

بیست ملیون چشم به او خیره بود

بیست ملیون شکم گرسنه بود

بیست ملیون غم خفته بود

پدر از درد

روی

ولیچر بال زد

دوربین ها سرشان گرم بود!

 

سلمان کدیور - " سلیم "

———–

بعد نوشت:

وزیر ورزش درباره پاداش به بازیکنان تیم ملی گفت: نفری ۲۰ میلیون تومان به همه اعضای تیم ملی پاداش داده می‌شود. (+)

 

بازتاب اثر در :

عدالتخواهی

تریبون مستضعفین

تیتر یک

اسلام سربدار

 


 
دو نکته
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

اول: خیانت

در جامعه شناسی سیاسی، نگاه مردم و خواص را به حاکمیت در چند دسته تقسیم بندی می کنند. درجه اول کسانی هستند که از نظام و حاکمیت به طور مطلق راضییند و همه چیز را خوب می بینند. درجه بعد منتقدین هستند، یعنی کسانی که خواستار اصلاح وضع موجودند، اما به نظام حاکم وفادارند، درجه بعدی مخالفین هستند. این دسته کسانی هستند که از اصلاح نظام نا امید هستند اما علیه نظام دست به اقدام نمی زنند مگر اینکه نیرویی آنها را فعال کند. دسته بعدی معاندینند، کسانی که مخالفت خود را با عمل هایی بروز می دهند و دسته آخر محاربین یک نظام را شکل می دهند که علیه نظام حاکم دست به اسلحه می برند.

هنر حکومت داری این است که حکومت بتواند از ابزار خود از پر رنگ شدن صف منتقدین به بعد بکاهد. یعنی رویش هایش بیش از ریزش هایش باشد. یا به عبارت بهتر،  جذب حداکثری و دفع حداقلی را در خود لحاظ کند.

اینکه در نظامی کسانی باشد که برای منافع خود و احزابشان، مخالفینشان را به سوی رده های بالاتر از منتقد هل دهند، تا از این طریق افکار عمومی را علیه مخالفینشان بشورانند، شاید بزرگترین خیانتی باشد که بشود به یک نظام کرد.

یک حکومت باید این اصل ر ا جزء اصولش قرار دهد که دشمن یکیش هم زیاد است و دوست هزارتایش کم. جذب حداکثری و دفع حداقلی.

این خیانت را در کشور ما بسیاری از گروه ها و احزاب و شخصیت ها انجام می دهند. تا کسی پایش را چپ انها می گذارد یا طوری فکر و نظر ارائه می کند که به منافع احزابشان نرسد، انگ بی بصیرتی، جریان انحرافی، جنبش سبزی، گروهک فرقان، منافقین دهه شصت و الخ به سویشان شلیک می کنند تا حدی که شخص مفعول خودش اعتراف کند که بله من ضد جمهوری اسلامی هستم. آن وقت است که این حضرات آرام می گیرند و توپخانشان را خاموش می کنند.

الان به بهانه انتخابات سال آتی، این فضا شدیدتر خواهد بود. روز به روز بر حجم افتراء و اتهام زنی ها افزوده خواهد شد. باید مراقب بود.

دوم: دانشجوها کوتاه نیایند

دیشب جلسه ای بود با حاج آقا محمدیان، نماینده حضرت آقا در دانشگاهها. دانشجویی از ایشان گلایه کرد که چرا فضای دانشگاه ها امنیتی شده است. دستگاه های امنیتی به خود اجازه می دهند در امور جاری جریانات دانشجویی دخالت کنند و برخی برنامه هایشان را تعطیل کنند. سخنرانهای یک همایش را به دانشگاه راه نمی دهند و...  در حالی که آن جریان دانشجویی وفادار به نظام و به اسلام است.

ایشان جواب دادند که این نهادها حق دخالت در امور جاری تشکل های دانشجویی را ندارند. مگر در موارد خیلی خاص که کمیته ای تشکیل می شود با حضور رئیس همان دانشگاه، و تصمیمی گرفته می شود. که تا به حال چهار بار هم چنین کمیته ای تشکیل نشده. این موضوع در شهرستانها پر رنگ تر از شهر تهران است متاسفانه. تهران اینطور نیست. اما در شهرستانها این نهادها نه تنها دخالت می کنند بلکه اعمال قدرت هم می کنند. علتش هم شاید این باشد که دانشجوها خودشان کم کاری میکنند در برابر این نهادها. دانشجوها نباید کوتاه بیایند، باید برنامه های خودشان را با جدیت انجام دهند. و اگر باز فشار آوردند به ما گزارش بدهند. بنده موظفم پیگیری کنم.


 
قصه ما به سر رسید؟
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 اصلای کی خبردار شد کیهان کاریکاتور موهن! کار کرده؟ شاید اگر خود حسین شریعتمداری تقاضای توقیف کیهان کاریکاتور را نمی کرد، هیچکس کاری به کارش نداشت.

الان سید مسعود شجاعی بازداشت است؟ یا قرار است با قرار وثیقه پس از هفتاد و دو ساعت آزاد شود؟

آیا مسعود ده نمکی در واکنش به این کاریکاتور پاسخ دندان شکنی منتشر کرد؟ یامازیار بیژنی در پاسخ آن طرح شرق، طرح نویی در انداخت؟

آیا نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای حفاظت از کیان اسلام و شأن پیامبران الهی دست به محکومیت کیهان زدند و در صحن علنی دو فرسخ راه پیمایی نمودند؟ مصاحبه ای کردند؟ فحش و فضیحتی دادند؟ محکومی کردند؟

آیا خبرگزاری فارس همانطور که کاریکاتور شرق را به یک مسئله امنیت ملی تبدیل نمود، جز خبر توقیف کیهان، آن هم به نقل از خود شریعتمداری، مطلبی منتشر کرد؟ آیا با شخصیت های ملّی و المپیک و پارالمپیک سیاست و فرهنگ، علیه کیهان مصاحبه ای ترتیب داد؟

آیا دادستانی کشور کیهان را همچو شرق خِفت کرد؟ آیا طبق قانون 1000000001قانون مدنی – تبصره 275940 – بند " ه " نظارت بر مطبوعات هم سو، کیهان شامل رأفت داداستانی گشت؟

روزنامه شرق به جرم توهین به صف رزمندگان تا پای گیوتین کشانده می شود. مدیر مسئولش قسم و آیه می خورد که اصلا قصدش توهین به دفاع مقدس نبود، چرا که هیچ کارکتر نشانه ای از آن قضیه در طرح موجود نیست. قسم می خورد که من خودم جنگ رفته ام و کاریکاتوریستش هم فرزند جانباز است و به هیچ وجه به گذشته اش توهین نمی کند.

امّا این جلز و بلزها به دادش نمی رسد. همه جماعت (... ) یقه هایشان را کیپ کرده و ریششان را چو لب شمشیر تیز نموده که نه تو کافری، تو به ارزش ها توهین کرده ای، الان گرمی حالیت نیست. خودت نفهمیدی چه کردی. باید بشوی درس عبرتی برای سایرین. ویک صدا فریاد که:

ای شرق بی کفایت استعفا استعفا!

روزنامه کیهان به فاصله کمی کاریکاتوری می کشد که مخاطب را در وهله اول یاد یوسف نبی (ع) می اندازد. در حالی که این پیامبر بزرگ، برهنه و با ظاهری زننده در مجلس زنان زلیخاه حاضر گشته است. در طرح تمامی کارکترهای لازم برای این برداشت وجود بارز دارد. آنقدر که نیاز به تفسیر ندارد.

هیچ کس در مورد کیهان حرفی نمی زند. چرا که به قدرت خبری اش نیاز مبرم دارند. چرا که دم کیهان را باید ببینند برای هارت و پورتشان.

شریعتمداری که احساس کمی خجالت می کند( به جای دوستانش) خودش می آید می گوید، من اعتراف می کنم این کاریکاتور موهن و زننده است. حاضرم هر بلایی را که قاضی بخواهد سرم بیاورد را بپذیرم.

قاضی هم شاید به او گفته که: حسین آقا این حرفا چیه؟ اصلا خود کیهان در این فضای الوده رسانه ای کشور یک پیامبر است، آن هم اولوالعزم. شما توهینی نکرده ای. گرمی حالیت نیس جان خودت. اصلا شخص کاریکاتوریست جانباز دفاع خیلی مقدس است، محال است توهین کنید شما!

مازیار هم مثل اینکه گفته: من به هیکلم بخندم اگر بخواهم به کیهان خودم! تعریزی بزنم.

ده نکمی گفته: من نمک پرورده ام، نمکدان شکن نیستم که جواب دندان شکن بدهم.

و ...

شریعتمداری مثل اینکه واساده به گریه کردن که بابا جان خودم من توهین کردم به پیامبر خدا، بیاید منوبگیرید. همه یکصدا می گن:

نه حاج آقا، ما اگه شما رو بگیریم، توهین کننده به اصول معرفی می شیم و باید یکی بیاد ما روبگیره.

شریعتمداری هم خودش بلند میشه میره کیهانشو با التماس توقیف می کنه.

...

قصه ما به سر رسید کلاغه به خونشم رسید.

 


 
دعوا سر لحاف ملاّست
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

برای کاریکاتور روزنامه شرق چه قائله که درست نکردند. روز اول که کاریکاتوررا دیدم به هیچ وجه ذهنم نرفت که دارد ارزش ها را به سخره می گیرد و ...!چون در تصویر هیج عنصر ارزشی ای به کار گرفته نشده بود. نه چهره تصاویر شبیه جهره رزمنده های جنگ است نه لباس پوشیدن و حالت چهره و ادا و فیزیکشان به بسیجی ها می برد که می گویند شرق خواسته ارزش های دفاع مقدس را به سخره بگیرد. بنده نه روزنامه شرق می خوانم و نه اصلاح طلب شده ام و نه شانتاژهای سابق شرق را کتمان می کنم. امّا باید حق را گفت!

لابد اگر یک نفر یک تصویر بکشد از چند تا زن که دارند رخت می شورند، می گویند که تصویر قصد داشته خدمات زنان پشت جبهه را به سخره بگیرد.

برخی ساده لوح هم خوشحالند از این رویداد که به هر حال روزنامه اصلاح طلب است و باید بسته شود ... و چه خوب اگر بساطش را تعطیل کنند ... زهی خیال باطل که روزی نوبت آنها هم خواهد رسید!

بارها گفته ام که برخی دارند از قضایای فتنه همان استفاده ای را می کنند که امریکا از یازده سپتامبر کرد. تصویه حساب حزبی سازمانی، فتح سنگرهای رقیب به بهانه واهی.

همین جماعت اگر هین کاریکاتور را در کیهان می دیدند، که جماعتی از پشت سر هم دارند چشم بند به چشم هم می بندند، در می آیند می گویند که " به به عجب کاریکاتوری زده کیهان! ... کاریکاتور می خواهد بگوید که جریان انحرافی دارد جلوی بصیرت توده ها را می گیرد ... "

اگر کشنده این کاریکاتور مازیاربیژنی بود، همه برایش سوت می زدند و می گفتند که بیژن دارد به روشنفکرها طعنه می زند!

 دعوا سر لحاف ملّاست، نه ارزش های اسلام و ارزش های انقلاب. این ها همه سیاسی بازی یک مشت احزاب بی سر و ته است.


 
چالش هاییی که باید از آن گذشت
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

جنبش عدالتخواه دانشجویی را تشکیلاتی فراجناحی می دانند. تشکیلاتی که فارق از قیل و قال های اهالی سیاست، تمام توجه خود را به مردم و مستضعفین و گود نشین ها معطوف ساخته است. امری که طی سالهای اخیر متاسفانه کمی کم رنگ گشته است و مسئولین آن باید آن را دوباره با تمام قدرت احیا کنند.

ما باید نشان دهیم که دعواهای سیاسی و جناحی  ما را از مردم و مشکلاتشان غافل نکرده است. باید نشان دهیم تمام هم و غم مان همان فقرا و رنج کشیده هایی است که حضرت امام آنها را سیلی خوردگان روزگار نامید و فلسفه نهضتش را بر  استیفای حقوق آنها از گردن کلفت ها قرار داد.

خمینی ای که فرمود فاتحه این انقلاب را وقتی باید خواند که کوخ نشینان در شهوت کاخ نشینان غرق گردند و فراموش شوند.

جنبش عدالتخواه داشجویی خط بطلانی بر این فضای کثیف سیاسی خواهد کشید به فضل خداوند. ما میان فقرا و گودنشینان خواهیم رفت، پای اشک و درد دلهایشان خواهیم نشست و حق و حقوق تضییع شدشان را از مسئولین مطالبه خواهیم کرد، با سماجت تمام.

ما اجازه نمی دهیم  گربه سگ چپ و راست با شامورتی بازی های کثیفشان ذهن ها و چشم ها و دل ها را به سوی چیزی جز مستضعفین، منحرف کنند.

  حقیر  به شدت محتاج راهنمایی های برادران و همکفرانم در شیراز و  دیگر جاهای کشور  هستم، کسانی که در عمل به این حرفها همیشه از من سبقت جسته اند. کسانی که در شیراز نشان دادند می شود با نفس مسیحایی روح الله کبیر دنیا را قبضه کرد!