چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

فرهنگ، وجه مغفول اقتصاد مقاومتی:
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

اقتصاد مقاومتی کلید واژه جدیدی است که چند روز قبل توسط مقام معظم رهبری( روحی له الفدا) در ادبیات اقتصادی – سیاسی کشور مطرح کشت و سبب بازتاب های فراوان در داخل و خارج از کشور شد. بعد از این رویداد، مصاحبه های فراوان و مقالات بسیاری از سوی صاحبنظران در کم و کیف و چهارچوب بندی این نوع نگاه به اقتصاد منتشر گشت که همه حاکی از نگاه صرفا صنعتی به مقوله داشته است که به خودی خود نگاهی ناقص و سرمایه دارانه است.

وقتی کلمه " مقاومت " در کنار اقتصاد قرار می گیرد، نمی توان این مقوله را صرفا نگاهی صنعتی خواند چرا که  لفظ مقاومت بیش از آنکه در این مورد ( صنعت) استعمال گردد نوعی نگاه ایدئولوژیک به مسئله اقتصاد است.

برخی بر این گمان هستند که  تئوری اقتصاد مقاومتی نوع نگاهی تازه و بکر به مقوله اقتصاد است درحالی که اصلا چنین نیست. در حقیقت حضرت آقا ( روحی له الفدا ) نگاه اقتصادی پپامبر(ص) و ائمه اطهار را بازتولید کرده اند. اسلام از بدو تاسیس همواره درتحریم و فشار سیاسی اقتصادی بود و در همین شرایط هم رشد و نمو پیدا کرد. در مقطع بعد از رحلت رسول اکرم (ص) نقطه تمرکز تحریم ها بر تشیع قوت یافت و شورای سقیفه هزار سال قبل تر از شورای امنیت سازمان ملل ( البته با همان کارکرد و جهت گیری ) دست به تحریم اقتصادی و عقیدتی علیه تشیع زد.

غصب فدک ( به عنوان مسدود کردن بزرگترین منبع مالی و دارایی تشیع ) بزرگترین تحریم اقتصادی علیه تشیع بود و خانه نشین کردن حضرت امیر(ع) بزرگترین تحریم سیاسی آن زمان شناخته می شود، همانطور که ممنوعیت روایت حدیث به نقل از پیامبر(ص) که برای عدم روشنگری مردم صورت پذیرفت، بزرگترین تحریم عقیدتی آن برهه تاریخی شمرده می شود.

تاریخ تشیع نشان می دهد که  این تحریم ها هیچگاه  متوقف نشد بلکه روز به روز بر حجم آن افزوده گشت تا بتوانند نهال تشیع را درجوانه بخشکاند، تصوری که با نگاه مقاومتی به مسئله اقتصاد و سیاست  به بن بست منجر شد. تشیع درتاریخ خود نشان داد که حتی یک روز و یک برهه کوتاه از تحریم ها در امان نبوده و توانسته با این شرایط یکی از بزرگترین حکومت های قرن اخیر را به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به ثمر برساند و این چیزی نبوده جز عمل به تئوری اقتصاد و سیاست مقاومتی.

پس تئوری اقتصاد مقاومتی به هیچ وجه با تاریخ و اجتماع و ریشه ما بیگانه نبوده و نیست و مقام معظم رهبری در این برهه با مطرح ساختن دوباره این نظر قصد سریعتر حرکت کردن در این مسیر را داشته اند. این حقیقت با توجه به اینکه شعار چهار سال ایشان برای نامگذاری سالها، مقوله اقتصادی بوده است به خوبی مشخص و مبرهن است.

اقتصاد مقاومتی  را در کل باید جریانی دوسویه از اقتصاد و فرهنگ تلقی نمود. در بعد اقتصادی باید این مقوله را چنین تعریف نمود:

افزایش تولید بومی با تکیه بر توانایی های داخلی و بدون وابستگی به شرکت ها یا کارتل های خارجی. در این نگاه که در اقتصاد سیاسی به نگاه " سیاست واردات " مشهور است هدف این است که کشور هر کالایی را که  ناچار به واردات آن هست را به مرور در داخل تولید و  محور واردات به به محور صادرات آن محصول مبدل نماید. یعنی به مرحله ای برسد که همان کالای وارداتی را صادر کند. اینجاست که به دو ابزار سرمایه و کار ملّی و بومی مطرح می گردد.

یکی از ریشه های ورشکستگی صنایع کشورهایی مانند یونان و اسپانیا و از مهمترین ریشه  فروپاشی نظام سرمایه داری غرب عدم توجه به همین امر است. اقتصاد غرب نه با تکیه بر کار و سرمایه بومی بلکه با تکیه بر سرمایه استقراضی( قرض گرفتن از موسسات مالی جهانی) و نیروی کار وارداتی بود که موفق به پیشرفت صنعتی گشته است، امری که حالا با شکست مفتضحانه روبرو گشته و ممکن است تا فروپاشی تمدن غرب نیز ادامه یابد.

در وجهه اقتصادیِ اقتصاد مقاومتی ثبات در تصمیم گیری های کلان، کم نمودن بوروکراسی های تولید و ثبت شرکت های دانش بنیان، دخالت دادن مردم در اقتصاد کلان، تولید سرمایه با تکیه بر اصلاح الگوی مصرف ( خلاف سیاست ریاضتی غرب )، حرکت از خام فروشی به سوی فراورده فروشی در صدر اهمیت قرار دارد.

امّا وجه مغفول اقتصاد مقاومتی  بعد فرهنگ است که از کلمه " مقاومت " مستفاد می گردد. همانگونه که گفتیم کارکتر مقاومت در کنار اقتصاد، نشان دهنده نگاه ایدئولوژیک به مقوله تولید ثروت است و در حقیقت نفی نگاه سرمایه داری محسوب می گردد.

بعد مقاومتیِ اقتصاد مقاومتی تکیه بر فرهنگ و تعامل مردم با هم از یک سو و با حاکمیت از سوی دیگر دارد. در بحث تعامل مردم با هم اینگونه باید گفت که مردم کشور باید به این باور برسند که کسی جز خودشان نمی تواند حلقه های محاصره اقتصادی را بشکنند. مردم با مدارا درحق هم، با رعایت انصاف در خرید و فروش و معامله، با جلوگیری و منع کم فروشی  باید با هم به رحمت و لطف برخورد نمایند و آیه " رُحماء بینهم " را متجلِّی نمایند. مردم باید در فرهنگ امساک و قناعت بکوشند و در تعامل با هم از گذشت و ایثار برخوردار باشند.

در حدیث است که گروهی از مردم خراسان خدمت یکی از ائمه ( به گمانم حضرت صادق . ع . )  آمدند و عرض کردند که یا ابن رسول الله ما از شیعیان شماییم و از راه دور برای زیارت شما آمده ایم. حضرت فرمودند آیا شما در رابطه با هم چنان هستید که احتیاجات خود را از جیب یکدیگر بردارید بدون اینکه مورد اعتراض دیگری واقع گردید؟ آنها پاسخ دادند خیر ما در تعامل با هم و تامین اقتصادی هم چنین عمل نمی کنیم، پس حضرت فرمودند که شما نگویید شیعه ما هستید، بگویید که محب مایید. اقتصاد مقاومتی در بعد مردمی یعنی این نوع نگاه امام معصوم به مقوله اقتصاد. یعنی فرهنگ مردم اگر از این مقوله دور باشد نمی توان آرمان این تئوری را عملی نمود.

اقتصاد مقاومتی در بعد ایدئولوژی و فرهنگ ریاضت مردمی همان است که حضرت امام(ره) فرمودند: تحریم کنید ما را، ما روزه می گیریم چرا که ما فرزندان رمضانیم. اقتصاد مقاومتی را آن پیرزنی درس داد که از دو تخم مرغ قوت روزش، یکی را به پایگاه های کمک مردمی برای جبهه هدیه می کند و می گوید شرمنده بیش از این نداشتم که بدهم، اقتصاد مقاومتی همان قلّک بچه های دهه شصت است که پول توجیبی هایشان را نه خرج چیپس و بازی بلکه به جبهه ها هدیه می کردند تا آن سکه ها تبدیل یه موشک و اسلحه شود.

اقتصاد مقاومتی بدون ترویج فرهنگ مقاومت اقتصادی در میام توده مردم عملا به شکست منتهی می شود. و اگر مردم جامعه به این باور نرسند و با حاکمیت در این راه همکاری مشفقانه نکنند راه به جایی نخواهیم برد. این جاست که وجه تعامل حکومت با مردم مبرهن می گردد.

حاکمیت باید با تامین نیازهای مردم و تقسیم عادلانه ثروت های اجتماعی میان آنها، مردم را به همکاری با حاکمیت ترغیب کند. حاکمیت باید با مبارزه همه گیر با دشمنان اقتصادی که در داخل فعالند، مانند محتکرین و مفاسد اقتصادی جدیت به خرج دهد تا شوق و امید را د ردل مردمش روشن و آنها را به همکاری با خودش تشویق نماید. اگر مردم از حاکمان حسن نیت نبینند قاعدتا آنها هم حاضر به ایثار و از خودگذشتگی برای حاکمیت نخواهند بود.