چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

احزاب فارس، انقلاب، مردم
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

دانشمندان و صاحبنظران علم سیاست حزب را حائل بین مردم و حاکمیت می دانند. کارکرد حزب به این نحو تعریف گشته که این نهاد باید از حقوق مردم در قبال حکومت دفاع کند و سعی کند صدای مردم را به  گوش حاکمان برساند تا از این طریق زمینه قانون گذاری و تصمیم گیری حاکمیت را به نفع مردم مصادره نماید.
 
حزب درحقیقت نماینده افکار و سلیقه های مختلف در جامعه است که  در تامین منافع صاحبان آن فکر و سلیقه در کسب قدرت سیاسی کشور، می کوشد. و وجه مشترک تمامی آنان حمایت از مردم در قبال حاکمیت است.

مقام معظم رهبری در سفر به استان کرمانشاه، درجمع دانشجویان، حزب مطلوب را چنین تعریف می کنند:
آن حزبى که مورد نظر ماست، عبارت است از یک تشکیلاتى که نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت یک آرمان‌هایی ایفا می‌کند. ما دو جور حزب داریم: یک حزب عبارت است از کانال‌کشى براى هدایت‌هاى فکرى؛ حالا چه فکرى به معناى سیاسى، چه فکرى به معناى دینى و عقیدتى. اگر چنانچه کسانى این کار را بکنند، خوب است. قصد عبارت از این نیست که قدرت را در دست بگیرند؛ می‌خواهند جامعه را به یک سطحى از معرفت، به یک سطحى از دانایی سیاسى و عقیدتى برسانند؛ این چیز خوبى است. البته کسانى که یک چنین توانایی‌اى داشته باشند، به طور طبیعى در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأى خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ لیکن این هدفشان نیست. این یک جور حزب است؛ این مورد تأیید است. میدان باز است؛ هر کس می‌خواهد بکند، بکند. یک جور حزب، تقلید از احزاب کنونى غربى است ـ حالا من گذشته را کارى ندارم ـ احزاب کنونى غربى به معناى باشگاه‌هایی براى کسب قدرت است؛ اصلاً حزب یعنى مجموعه‌اى براى کسب قدرت.

یک گروهى با هم همراه می‌شوند، از سرمایه و پول و امکانات مالىِ خودشان بهره‌مند می‌شوند، یا از دیگران کسب می‌کنند، یا بندوبست‌هاى سیاسى می‌کنند، براى اینکه به قدرت برسند. یک گروه هم رقیب اینهاست؛ کارهاى مشابه اینها را انجام می‌دهد تا آنها را از قدرت پایین بکشد، خودش بشود جایگزین. الآن احزاب در دنیا غالباً این‌گونه‌اند. این دو حزبى که در آمریکا به نوبت در رأس کار قرار می‌گیرند، از همین قبیلند؛ اینها در واقع باشگاه‌هاى کسب قدرتند. این نه، هیچ وجهى ندارد. اگر کسانى در داخل کشور ما با این شیوه دنبال تحزّب می‌روند، ما جلویشان را نمی‌گیریم. اگر کسى ادعا کند که نظام جلوى تشکیل احزاب را گرفته است، یک دروغ واضحى گفته؛ چنین چیزى نیست؛ اما من اینجور حزبى را تأیید نمی‌کنم. اینجور حزب‌سازى، این‌جور حزب‌بازى معنایش عبارت است از کشمکش قدرت؛ این هیچ وجهى ندارد. اما حزب به معناى اول، یعنى یک کانال‌کشى در درون جامعه، براى گسترش فکر درست ـ چه فکر عقیدتى و اسلامى، چه فکر سیاسى و تربیت کادرهاى گوناگون ـ بسیار خوب است؛ این چیز نامطلوبى نیست.»

در نتیجه حزب را افرادی صاحب نفوذ و خواصی قابل رجوع تشکیل می دهند که موظفند از اسلام و انقلاب و میهن، در برابر انحرافات  زمان حراست نمایند.

شیراز چه در زمان اصلاحات و چه در برهه کنونی  شهری محسوب گشته که احزاب در آن حضور فعال و قدرت خاص داشته اند.

این احزاب با به قدرت رسیدنشان در عرصه های بالاتر کشوری، سایر عرصه های قدرت استان را به هرنحو قبضه نمودند و از  این قدرت برای چینش و تثبیت نیروهای سازمانی و همفکر خویش بهره برده اند.

چقدر احزاب در استیفای حقوق مردم موثرند؟

اما سوالی که پیش می آید این است که چقدر این احزاب در استیفای حقوق مردم و در عدم انحراف حاکمیت به دست نااهلان نقش ایفا کرده اند؟

آیا تا به حال شده است که احزاب زمان اصلاحات مثل شاخه مشارکت و مجاهدین فارس، یا در زمان اصولگرایان، شاخه های موئتلفه ، جام یا جبهه پیروان و ... در جبهه های غیر از جبهه قدرت و منفعت حزبی حضور یابند؟

آیا سابقه داشته است که این احزاب کنار تعقیب منافع حزبی خویش و چانه زنی هایی که در عرصه سیاسی برای بالابردن سهم خویش درقدرت انجام داده اند، تلاشی برای دفاع از آرمانهای اصیل انقلاب و دفاع ازمستضعفین و پابرهنگان انجام داده باشند؟

در پاسخ این سوالات باید بین احزاب موجود انفکاک قائل شد. احزاب اصلاح طلب (در زمان حاکمیتشان) اصولا شعار و منششان چیزی جز دفاع از اسلام و مستضعفین بود. کما اینکه  در زمان افولشان نیز چنین بوده اند. شعار و عملکرد آنها در حوزه جامعه مدنی بازتعریف می شد، که روحی لیبرال در آن نهفته بود.

دسته دیگر احزاب، احزابی هستند که در جریانی مخالف احزاب اصلاح طلب  شعار داده اند. این احزاب همواره شعار ولایتمداری، دفاع ازمظلومین و سرکوب مستکبرین را سر داده تا به این سبب گوی سبقت از رقبای خویش بربایند. کما اینکه موفق هم بوده اند و امروزه جزء احزاب حاکم بر جامعه هستند.

این احزاب (حداقل در فارس) هیچ بروز و جلوه مردمی تا به حال نداشته اند بلکه دقیقا زمان انتخابات سر از حجره های خویش بیرون کرده و نامشان بر سر زبان ها و کلامشان تیتر جراید گشته است.

در سابقه سیاسی این احزاب که به احزاب راست معروفند، در طی سالهای حاکمیتشان بر فارس، دیده نشده که جایی بر حقوق ضایع شده مردمی که آنها را به قدرت رسانده اند اصرار بورزند.

در حالی  که  همانطور که گفتیم فلسفه وجود حزب،  ایجاد حائل میان مردم و حاکمیت بوده و هست تا ازفشارهای ( خواسته یا ناخواسته ) حاکمیت بر مردم جلوگیری کند.

چند ماه پیش دونفر از اعضای شورای اسلامی شیراز به  اتهام ارتشاء، و اخذ مال از راه نامشروع و ... محکوم شناخته شدند و از ورود به شورا منع گشتند.

پس ازچندی در یک حکم عجیب و غریب، خلاف حکم بدوی درمجازات آنها تخفیف داده می شود و یکی از این مجرمین، دوباره به صحن شورا بر می گردد. یعنی کسی که دادگاه او را مجرم شناخته وارد عرصه تصمیم گیری برای یک کلان شهر می شود تا به این وسیله اعتماد مردمی که به او رأی داده و نداده اند به نظام خدشه دار گردد.

آیا کسی از این احزاب واکنشی دید؟ آیا کسی دید که حزب موئتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسی، جبهه پیروان و ... اندک واکنشی نسبت به این بی عدالتی فاحش نشان دهند و از حاکمیت مطالبه اعتماد از دست رفته مردم را بنماید؟ آیا از مسئولین این گروه ها در اعتراض به این روند غیر اسلامی  سخنی بروز داده شد؟

سالهای سال است مردم این شهر درگیر مسائل قضائی برخی موسسات خرید و فروش زمین هستند. و سالهای سال است از شکایاتشان هیچ نتیجه ای عایدشان نگشته که این امر سبب خدشه دار شدن اعتمادشان به حاکمیت شده. سال های سال است منابع طبیعی این استان به دست برخی گردن کلفت ها تخریب و تبدیل به باغچه های شهری شده و در این راه  حقوق بسیاری از مردم تضیع گشته. آیا از این احزاب واکنش دیده شد؟ آیا شد که بجز چانه زنی ها برای کسب قدرت برای منافع مردم چانه زنی کنند؟

به خاطر خون شهدا مقام پرست و پست پرست نباشید

دائم فریاد می زنند که به خاطر خون شهدا برادرم نگاهت، به خاطر خون شهدا خواهرم حجابیت، به خاطر خون شهدا فلانی موهایت ، اما هرگز کسی نشنید که بگویند: به خاطر خون شهدا دزدی نکنید، به خاطر خون شهدا به بیت المال چشم نداشته باشید، به خاطر خون شهدا مقام پرست و پست پرست نباشید، به خاطر خون شهدا با اعتماد مردم بازی نکنید، به رأی که به شما داده اند خیانت نکنید، به خاطر خون شهدا داد مستضعفین و مال باختگان را از زالو صفتان بگیرید  و به دادگاه پاسشان ندهید!

ایرادی که که جریان حزب الله اصیل به احزاب غیر اصلاح طلب گرفته اند همین است. سکوت در برابر انحرافات و کژی ها. در حالی که فلسفه وجودی آنها همین است. که چرا برای مطالبه آرمانهای انقلاب و دفاع از مستکبرین داخلی و گردن کلفتان زالو صفت، با هم ائتلاف 7+8 و جبهه فلان و اتحاد بهمان تشکیل نمی دهید؟ اما برای رسیدن به قدرت فوری با هم مصالحه می کنید و عهد اخوت می بندید؟


 پرودگار قیام و شمشیر، پروردگار ظلم ستیزی و آزادگی
حسین ابن علی ( ع )، بزرگان و مسئولین گروه ها و احزاب و خواص را در منا جمع نمود و آنها را به خاطر  سکوتی که درقبال جور نشان دادند و از مستضعفین و پابرهنگان در برابر آنها حمایت نکردند مواخذه نمود و فرمود: « ای مردم، بزرگان عبرت بگیرید از موعظه­ای که خداوند به دوستان خود در قرآن میفرماید اگر شما خود را اولیای خدا میدانید، و اگر دیندارید و مخاطب قرآن هستید پس بی­تفاوت نمانید و احساس تکلیف کنید! آیا ندیده­ اید که خداوند چند بار در قرآن به روحانیون مسیحی و یهودی به شدت حمله فرموده و آنها را توبیخ کرده است که چرا مردان خدا در جامعه و حکومت بی­ عدالتی و فساد دیدند و سکوت کردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نکردند؟ و فریاد نکشیدند؟
و نیز فرمود:«نفرین بر کسانی از بنی اسرائیل که کافر شدند. آنها که امر به معروف و نهی از منکر نکردند، و چه بد عمل کردند.»
خداوند علمای مسیحی، یهودی و روحانیون و آگاهان ادیان قبل را نکوهش کرد زیرا ستمگرانی جلوی چشم آنها فساد میکردند و اینان میدیدند و سکوت میکردند و دم برنمی­آوردند. خداوند چنین کسانی را توبیخ کرده که چرا در برابر بی ­عدالتی و تبعیض و فساد در حکومت و جامعه­ی اسلامی ساکت هستید و همه چیز را توجیه میکنید ؟ چرا سکوت کرده­ اید؟ اما وقتی که شخص یا جریانی منافع حزبی آنها را تهدید می کند، آنها را به نقد می کشد ناگاه بر او هجوم می برند و او را آماج حمله قرار می دهند.

به قول حضرت اباعبدالله (ع) در همان خطبه : «شما حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضییع کرده­ اید. شما نسبت به حق ضعفا و محرومین کوتاه آمده­ اید. این حقوق را نادیده گرفته­ اید و سکوت کرده­ اید اما هر چیز که فکر میکردید حق خودتان است مطالبه کردید. شما هرجا حق ضعفا و مستضعفین بود کوتاه آمدید و گفتید ان شاءالله خدا در آخرت جبران میکند اما هر جا منافع خودتان بود آن را به شدت مطالبه کردید و محکم ایستادید شما می­بایست این ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکردید، مصیبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دین و اصحاب پیامبر بودید و چشم مردم به شما بود و شما را نماینده­ ی اسلام می دانستند. مجرای حکومت و مدیریت و رهبری جامعه باید به دست علمای الهی باشد که امین بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کردید که این مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زیرا شما زیر پرچم حق متحد نشدید و پراکنده و متفرق شدید و در سنت الهی اختلاف کردید با این که همه چیز روشن بود. »


حزب یا باشگاه قدرت
حال آیا نباید از برخی احزاب پرسید شما حزبید، یا همان تعبیری که رهبری فرمودند، باشگاه های کسب قدرت؟ چرا که وقتی درصحنه سیاسی کشور قدرت را تقسیم می کنند آفتابی می شوید و چون سهمتان را گرفتید هرگز کسی شما و داد و قالتان را نمی بیند و نمی شنود، مگر اینکه منافع خودتان را در خطر ببینید.

رهبر انقلاب:" یک گروهی با هم همراه می شوند از سرمایه و پول و امکانات مالی خودشان بهرمند می گردند، یا از دیگران کسب می کنند، برای اینکه به قدرت برسند. یک گروه دیگر هم  رقیب اینهاست، کارهای مشابه را انجام می دهند، تا قدرت را از اینها بگیرند و خودشان بشود جایگزین"

 

-------------------------------------------------------------------------------

بعد نوشت:

جوابیه جامعه اسلامی مهندسین به این مطلب

دوستان  هر دو مطلب را بخوانند ببیند ما چه می گوییم حضرات چه جواب می دهند!