چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

نقدی بر جنگ سردارها!
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

گاهی دوست دارم هر چه فریاد است به جای آمریکای جهان خوار و اسرائیل غاصب، بر سر برخی از خدا بی خبران ریش آنکار شدهئ تسبیح گردان بکشم. بر سر کسانی که شکم های برجسته شان، آدم را یاد گنبد سترگ کاخ سفید می اندازد.

گاهی می گوییم تبعیض را از میان مردمان جامعه بردارید. گاهی فریاد می زنیم شکاف طبقاتی را میان دهک های بالا و پایین پر کنید. امّا چه خونی باید بگرییم و چه ناله ای برکشیم که این تبعیض را باید میان خانواده شهدا که چشم و چراغ این ملّتد، با چشم ببینیم.

گوش فلک را کرد کرده اید از بس برای سردارها کنگره گرفته اید. کنگره سردار فلان، و بزرگداشت سردار بهمان. چرا آن جوان چوان دهاتی بی سوادی که نه فرمانده دسته بود، نه فرمانده گردان و لشکر، نمی تواند سردار شهید باشد؟ چرا او و خانواده اش باید در حاشیه و کناری پرت شوند  و در فقر و فلاکت سر کند و در سال یک نفر از مسئولین  از او و حالش سراغی نگیرد، چرا که او از خانواده سربازهاست نه سردارها!

 چرا برخی از خانواده ها که لقب سردار را یدک می کشند باید از انواع تسهیلات( که حقشان است) برخوردار شوند امّا عده ای که این لقب را از شما دریافت نکرده اند باید از امکاناتی که حقشان است محروم بمانند؟ اصلا چه کسی این القاب را به این ستارگان عطا کرده است؟ مردانی که برای خودشان هیچ شأن و منزلتی قائل نمی شدند را به چه مجوزی برایشان شأن و منزلت خاکی می بندید؟

شما چه مقام و منصبی دارید و بنا به کدام جایگاه شرعی و عرفی به یکی لقب سردار می دهید و به یکی سرباز و سپس بنا به این القاب میان آنها دست به طبقه سازی بی مصرف می زنید؟ یکی را تا خرخره غرق امکانات می کنید و یکی را وقتی به شما مراجعه می کند برایش تره هم خورد نمی کنید، چرا که از خانواده سردار ها نیست و به این جرم  باید به دارد شما و منطق شما آویخته شود!

" کنگره سرداران و شهدای فلان جا " . این حرف  بی ربط «و» را چه کسی خلق کرده و در این جمله کاشته؟  شهدا سردار نبوده اند یا سردارها شهید؟ و از کی تا به حال در منطق اسلام سردارن و سربازان جدایند؟ که رهبر این مملکت خودش را سرباز و فدایی اسلام می داند.

 راحت بگوید هشت سال دفاع سرداران. هشت سال مجاهدت سرداران، انقلاب سرداران، جنگ سردارن، حکومت سرداران. نه جنگ مستضعفین و پابرهنگان و گمنامان!

چرا سرمایه های هنگفت شما برای ثبت میراث جنگ، فقط محدود به فرماندهان و سردارهایی است که خودتان تراشیده اید؟ آن خیاط شهید، آن بزاز شهید، آن سوفور شهید، آن دست فروش شهید، آن راننده تاکسی شهید، آن چوپان و کشاورز شهید،  خاطره و میراث برای انقلاب ندارد که برایشان کتاب بنویسید و انتشار دهید؟ مگر جنگ ما جنگ سردار ها بود؟ جنگ درجه دارها و  ارتشبدان و امیران بود؟ جنگ سرلشکران و تیمساران بود؟

مگر این شهدا برای رفع تبعیض و شکاف طبقاتی و مبارزه با فساد جان ندادند؟ پس چرا به اسم و رسم آنان دست به شکاف سازی و تبعیض جایگاهی و رتبه ای می زنید؟

شب وقتی به دیدار خانواده یکی از این سربازها، این بیچاره ها این پای داره ( نه سردارها)  رفتم کم مانده بود از وضع اسفبارشان خون بگریم و بر خودم که نام عدالتخواه را یدک می کشم هزار نفرین روانه کنم. این همه کوتاهی در حق اینان چرا؟ اینانی که این کشور هر چه دارد از آنان است. اگر برخی روی صندلی هاشان لم می دهد،  یا منی که اینچنین فریاد جگر سوز می کشم، از خون زجر و مشقت های آنان است که در این جایگاهیم پس این همه غفلت چرا؟

جنابان عدالتخواه، آقای بسیج دانشجویی، آقای انجمن اسلامی و بردار جامعه اسلامی! در کدام خواب خرگوشی خوابید که کنار گوشتان خانواده شهدا را نادیده می گیرند و میانشان با تبعیض رفتار می کنند. برج ها را رها کنید و به داد این مستضعفین برسید. داد و ستد با کاندیدهای انتخابات را رها کنید و به داد این پابرهنگان برسید، حزب بازی و سیاسی کاری را تمام کنید و به فریاد این سیلی خورده ها برسید. حقوقشان را از مسئولین مطالبه کنید.

 

-----------------------------------------------------------

تمام نوشت:

الهی !... فقط شهادت و دیگر هیچ.