چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

اقا شهاب ! ولی حالا چرا ؟
ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: زمین خواری فارس ،دانشجویان عدالتخواه ،سومین حرم اهلبیت ،حائری شیرازی

 

همانطور که  در خبرگزاری ها منتشر شد ،‌ آقای محمد طاهر حائری ،‌فرزند آیت الله حائری ،‌ به جرم مفاسد اقتصادی به شش سال حبس محکوم شدند .

امروز مصاحبه ای خواندم از جناب  محمد حسن حائری ،‌فرزند حضرت آیت الله حائری و رئیس دفتر ایشان در زمان تصدی نمایندگی ولی فقه و امام جمع شیراز . در این مصاحبه ایشان در یک اقدام تحسین برانگیز و به روشنی مواضع خود و پدر محترمشان را در مورد فعالیت های اقتصادی محمد طاهر حائری ( شجاع ) بیان می کنند . ایشان در کمال صراحت از محکومیت برادرش ابراز رضایت می کند و خود و دیگر اعضای بیت از اعمال و رفتار محمد طاهر ( شجاع ) اعلام برائت جسته اند .

هرچند از اتخاذ چنین موضع روشنگرانه ای بسیار خرسندام ،‌ امّا پیرامون این اظهارات چند نکته به نظرم ضروری می رسد که بیان آن خالی از لطف ( بخوانید خالی از فحش ) نخواهد بود .

1 -  اول از همه سراغ اصل مطلب بروم و به آقا محمد حسن بگویم " آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا " ؟ . چرا باز نوشدارو بعد از مرگ سهراب ؟. ایشان باید به این سوال پاسخ دهند که اگر برادرشان به حبس محکوم نمی شدند  باز هم چنین اظهاراتی میکردند ؟ ایشان باید پاسخ بدهند چرا حالا که آبروی خانوادگی آنان ،‌ متاسفانه به علت ندانم کاری برادرشان در معرض تخریب  قرار گرفته ،‌حاضر به برائت از ایشان شدند ؟

طرح باغشهری ها سال های سال است که در شیراز در حال اجرا شدن می باشد و طی این سالهای متمادی مفاسد بسیار زیادی ،‌از نظر فرهنگی ،‌سیاسی ،‌اجتماعی ،‌زیست محیطی و ... با خود همراه داشته است . مفاسدی که از چشم هیچکس پنهان نماند و مردم آن را با پوست و گوشت خود مدتهاست لمس کرده اند .

بزرگترین مفسده ای اکه این طرح ها بر جای گذاشت ،‌بدبین کردم مردم نسبت به نظام و رهبری بوده است . زیرا که عوام ( چه به اشتباه یا به درست ) این طرح را منتصب به دفتر نماینده ولی فقیه در استان میدانستند و مفاسد آن را هم به تمامی نظام تسری میدادند .

وقتی با مردم مالباخته در این مورد صحبت می کنی ،‌حرف اول و آخر آنها این است که چون این طرح ها را منتصب به دفتر امام جمعه می دانستند و به حسب اعتمادشان  ،‌ حاضر به سرمایه گذاری در این طرح ها شدند و پس از متضرر شدن هم ،‌ متاسفانه آن را به حساب ایشان و  دیگر مسئولین نظام نهادند  .

سوال بنده از جناب محمدحسن حائری که در همان زمان رئیس دفتر ایت الله حائری هم بودند و کامل در جریان تمامی زشتی و زیبایی های امور قرار داشتند ،‌ و می دانستند در این داستان تنها کسی که دارد چوب می خورد  ،‌شان رهبری انقلاب است و تنها چیزی که لطمه می بیند آبرو  و اعتماد مردم به نظام است  ،‌چرا در همان زمان چنین مصاحبه ای نکردند ؟چرا وقتی مفاسد عملکردی برادرشان را مشاهده می کردند مهر سکوت بر لب زدند؟  به راستی برای ایشان حفظ آبروی خانوادگی بر آبروی نظام و رهبری  ارجحیت داشته است ؟

٢- ایشان در پاسخ به سوال خبرنگار که می پرسد " آیت الله حائری از ماجرا مطلع بود؟ چه عکس العملی نشان داد؟ " پاسخ می دهند :

با توجه به اینکه احتمال امتیاز طلبی یا استفاده قهری از آبروی اجتماعی نمایندگی ولی فقیه و امام جمعه متعلق به خودشان نبود، آیت الله حائری واکنش نشان داد و طی نامه ای به فرزندانشان آنان را از اینگونه فعالیت ها نهی کردند. نامه دست خطی ایشان که موجود است و در صورت نیاز منتشر خواهد شد با این جمله آغاز می شود که "شرکت آقازاده ها تشکیل ندهید." البته برادرم این نهی را نپذیرفت.

سوال ما این است که آیت الله حائری اگر مفاسد را با چشم خود از فرزندانشان مشاهده کردند و دیدند که پس از تذکر باز به فعالیت خودشان ادامه می دهند ،‌ چرا مانند سایر بزرگان که فرزند منحرف خود را علنا طرد کردند ،‌ محمد طاهر( شجاع ) را علنا طرد نکردند ؟ فرزند ایشان عزیزتر از فرزندان ایت الله گیلانی یا آیت الله خزعلی و یا نوه امام (ره) نبود. این افراد وقتی مشاهده کردند فرزندان منحرفشان به تذکراتشان بی اعتنا هستند ،‌ علنا فرزندان خودشان را طرد کردند تا اعمال آنان به حساب نظام نوشته نشود .

 سوال بنده از آقا شهاب این است چه نیازی باید فراهم بیاید که شما را وادار به انتشاراین نامه کند ؟ چه نیاز و ضرورتی بالاتر از حفظ شأن و آبروی شخصی مانند حضرت آیت الله حائری که  و بالاتر از آن رهبر معظم انقلاب ؟؟؟ ایت الله حائری کم شخصیتی برای نظام نیستند . لطمه به آبروی ایشان زیان بزرگی است . هر چند که هم اکنون آب از جوی رفته و انتشار نامه  دردی را دوا نمی کند ، ‌امّا حداقل برای حفظ آبروی وزنه ای مانند آقای حائری این کار را بکنید .

هرچند که نظر شخص بنده با توجه به شناختی که نسبت به آقای حائری دارم این است که آقای حائری با انتشار نامه مذکور مخالفتی نداشته اند و مطمئنا اطرافیان ایشان مانع از این کار شده اند ،‌امّا باید به صراحت بگویم که این عذر پذیرفته نیست چون پای نظام در میان است . نظامی که حضرت روح الله می فرماید حفظش از حفظ جان امام زمان (عج) هم واجبتر است . جان و مال و زن و فرزند و آبرو و ... همه باید فدای نظام شود . فدای امام خامنه ای ( روحی له الفدا ) شود . این مسئله تعارف بردار نیست !.

آقا محمد حسن اظهارات خودشان را چنین ادامه می دهند :

در سفر مقام معظم رهبری در اردیبهشت 1387 به فارس، بنده به عنوان مسئول دفتر آیت الله حائری که مخالف کار برادرم بودم، توفیق داشتم که مسائلی از جمله این موضوع را با معظم له مطرح کنم و نظرشان را بپرسم. ایشان با توجه به شبه سوء استفاده از اعتبار اجتماعی امام جمعه و در خطر قرار گرفتن آبروی وی که به آبروی نظام مربوط است فرمودند نباید انجام شود. و اضافه فرمودند من این طور فعالیت ها را برای نزدیکان مسئولان درست نمی دانم. بنده از حضرت آقا پرسیدم من مسئولان استان را از نظر حضرتعالی آگاه کنم؟ ایشان تاکید فرمودند حتما این کار را بکنید. در این گفتگو آقا مسعود فرزند مقام معظم رهبری هم حضور داشتند. متعاقب این گفتگو ضمن گزارش مذاکرات به آیت الله حائری و با اشراف ایشان موضوع نهی رهبری کتبا به استاندار وقت آقای رضازاده منعکس شد و وی نیز بخش های مختلف استانداری منعکس کردند تا استفاده قهری یا سوء استفاده احتمالی صورت نگیرد.

در باره این سخن نیز باید بگویم اینکه می گویید منعکس شده است چه سودی به حال نظام و رهبری داشت ؟ اینکه عین فرموده آقا را نامه کنید و استانداری هم آرشیو کند چه نتیجه ای حاصل شد ؟ وقتی که دیدید استانداری و دیگر سازمان ها هم فریب برادرتان را خورده اند ،‌چرا اجازه دادید این شبه سوء استفاده از اعتبار امام جمعه و در خطر افتادن آبروی وی که به اعتراف خودتان آبروی نظام است ،‌ صورت بگیرد ؟ و باز همان سوال همیشگی ،‌ چرا حالا؟

٣ - جناب محمدحسن حائری ! شما که می دیدید برادرتان شجاع ،‌علی رغم میل آیت الله حائری ،‌ " سازمان آقا زاده ها " تشکیل داده ،‌ چرا محکم در برابر این داستان نایستادید؟ . من علت این امر را می دانم . خیلی با جسارت عرض کنم که این ادعای شما که می فرمایید در بین فرزندان آیت الله حائری ،‌ فقط شجاع ، ‌میل به کار اقتصادی داشته اشتباه محض است . دیگر فرزندان ایت الله هم در فعالیت اقتصادی شرکت داشته اند . البته قصد بنده به هیچ وجه این نیست که  خدای ناکرده بگویم یا ادعا کنم که دیگر فرزندان ایشان هم آلوده اند ،‌خیر .

این ادعای بنده ،‌ قابل اثبات است . چه سندی بالاتر از مصوبه هیئت مدیره رسمی شرکت تعاونی عمران و توسعه طوبی فارس . شرکتی که به اعتراف خودتان ، برادرتان آن را تاسیس کرده اند . البته بنده بنابر رعایت اخلاق سند را افشا نمی کنم چون قصدی از آن ندارم و فایده ای هم در این امر نمی بینم . فقط  برای تنویر افکار عمومی و اینکه فضا شفافتر شود و ادعادی شما را رد کرده باشم ،‌خواستم بگوییم اینچنین که فرموده اید نیست .

ماده دوم این مصوبه به شجاع ،‌به عنوان مدیرعامل اختیارات بسیار زیادی می دهد که با شرکت های دیگر وارد قرارداد شود .

" و اگر منفعتی به واسطه فعالیت نامبرده (شجاع ) از امور فوق عاید شرکت گردد مدیریت عامل (شجاع) صلاحیت دارد به صلاحدید خود! بخشی را در اختیار شرکت قرار دهد "  . در ادامه سند آمده است : " بقیه اشخاص شرکت ،‌اعم از هیئت مدیره و سهامدار هیچگونه مسئولیت حقوقی در این رابطه نخواهند داشت " !!!! .

باز هم می گویم این صحبت من دلیلی بر همراهی دیگر فرزندان آیت الله ،‌ با محمد طاهر (شجاع  ) نبوده و نیست . منظورم این است که علت این تسامحات را باید طور دیگر کنکاش کرد و نباید به سادگی آنطور که آقای محمد حسن حائری می گویند ،‌ از کنار آن گذشت! .

برای برسی مسائل باغشهری ها و عایدات اقتصادی  و انحرافات و مشکلات آن،‌ قطعا باید از خود آقای محمد حسن و دیگران هم کنکاش به عمل آید و مورد تحقیق قرار گیرند . نباید به این مصاحبه دل خوش کرد و به آن راضی بود .

 آنچه مبرهن و بسیار روشن است این است که شخص آیت الله حائری تلاش بسیاری کرده اندتا کار به اینجا نرسد،‌ امّا به عللی نتیجه نگرفته اند . باید علت به نتیجه نرسیدن تلاش های ایشان را برسی کرد . نیاید غیر منصفانه و غیر عالمانه قضاوت کرد و اعمال فرزند را به پای پدر نوشت .

در پایان ذکر این فراز از خطبه منای حضرت اباعبدالله(ع)  در جمع علمای دین و خواص جامعه خالی از لطف نیست :

... پس ای علمای الهی، تا دیر نشده جانتان را در خطر بیاندازید و از حیثیتتان در راه دین و ارزشها مایه بگذارید و فداکاری کنید. شما این ضعفا و مستضعفین و فقرا و محرومین را دست بسته تحویل دستگاه ظالم داده­اید. گروههایی از مردم برده­ی اینان شده­اند و مثل برده­های مقهور و شکست خورده، زیر دست و پای آنان له میشوند.

عده­ای نان شبشان را نمی­توانند تهیه کنند. در هر شهری عده­ای را گماشته­اند که افکار عمومی را بسازند و به مردم دروغ بگویند. مردم نمیتوانند دستی را که به سمتشان میآید تا به آنها زور بگوید، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همه­ی این صحنه­ها را می دیدید و کاری نمیکردید. اینان عده­ای ستمگر و صاحبان قدرت­اند که علیه ضعفا و محرومین بسیار خشن عمل می­کنند و به روش غیر اسلامی حکومت می­کنند و متاسفانه بی چون و چرا هم اطاعت می­شوند. در حالی که نه خدا را می­شناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب می­کنم از شما که این زمین زیر پای ظالمان صاف و پهن است، عده­ای باج بگیر حکم میرانند، و کارگزاران حکومت هم بویی از عاطفه و انسانیت و مهربانی نبرده اند و شما هم باز ساکتید .

 

---------------------------------------------------------------------------

بعد نوشت :

1 - راستش توی این اوضاع بحرین و جهان اسلام ، اصلا دلم نمی خواست  به باغشهری ها بپردازم امّا چه کنم پاسخ دادن به شبهات و روشنگری اذهان واجب است .

2 - اوضاع بحرین بدجوری به همم ریخته . اگر بد نوشته ام یا مشکل نگارشی داشته ام ببخشید . راستش اصلا تمرکز نداشتم . شاید اگر بیشتر فکر می کردم بهتر می شد تحلیل کرد .

3- گیج شده ام . نمی دانم برای اینجا و ظلم و فساد خودمان سینه چاک کنم یا برای برادران شهیدمان در بحرین ،‌ فکر خاکی باشم برای به سر کردن ... اگر غیرت داشته باشیم نباید الان سر بر بدن داشته باشیم ...

الّهم ارزقنی توفیق جهاد و شهاده فی سبیلک