چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

نگاهی بر جریان حاضر و انچه در آینده روی خواهد داد:
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

همه چیز از عزل و ابقای مصلحی شروع شد. بعد از این داستان بود که  کشور وارد فضای جدیدی در عرصه سیاسی شده است و این عرصه جیزی نیست جز غیبت احمدی نژاد از عرصه اجرایی کشور که امروز شاهد پنجمین روز آن هستیم. احمدی نژاد در این مدت مدیریت دو جلسه متوالی هیئت دولت را به معاون اول خود واگذار و همچنین  جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز تحریم نموده است. سفر به استان قم، همچنین دیدار با برخی از نمایندگان مجلس را نیز لغو و ترجبح داده این روزها را در خانه خودش روزگار بگذراند.

رسانه های بیگانه و همچنین برخی رسانه های داخلی علت وقوع چنین رویدادی را اختلاف رهبری با احمدی نژاد تحلیل کردند. این گروه ها  در این مدت با القای  وجود حاکمیت دوگانه در کشور، عدم تمکین احمدی نژاد از رهبری  را دستمایه شبهه افکنی خود قرار دادند تا اینکه  حضرت امام(روحی له الفدا) در دیدار چند روز پیش خود با مردم فارس به شدت از این هجمه روانی انتقادو وجود این تئوری را رد نمودند. ایشان با وجود بی تدبیری هایی که  در ماجرای عزل نابه هنگام و غیر اصولی وزیر اطلاعات،  از دولت دیده شده بود و اتفاقا یکی از ریشه های  باز شدن عرصه بر دهن کجی ها هم این بی مهری ها بود، به حمایت از دولت پرداختند.

 شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌اى که آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بى‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌اى پیدا کنند، هر جور میتوانند، حمله کنند. میدانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. ...

امّا آیا به راستی در جمهوری اسلامی امکان تشکیل حاکمیت دوگانه وجود دارد؟

پاسخ این سوال خیر است. اصولا قانون اساسی جمهوری اسلامی طوری است که مانع از به وجود آمدن حاکمیت دوگانه می شود. در قانون اساسی وظایف هر قوه و مسئولین ان، حوزه اختیارات آنان ،  روشن و مبرهن گشته و از طرف دیگر اصل ولایت مطلقه فقیه که اصلی فرا قانونی است و بر تمامی قوا ناظر بوده امکان تشکیل چنین پدیده ای محال کرده است . پس در بوق و کرنا کردن حاکمیت دوگانه یک نشخوار سیاسی بیش نیست. اگر ، اینچنین پدیده ای در کشور قابلیت تشکیل داشت باید در زمان ریاست جمهوری بنی صدر هم شاهد می بودیم، که چنین بحثی اصلا به مخیّله کسی خطور نکرد. حضرت امام ( روحی له الفدا) به این اصل چنین اشاره دارند:

بنده حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجائى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت میشود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس میکند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار میگیرد، تفویت میشود؛ خب، انسان وارد میشود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوقهاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده میکنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند.

انچه که از سخنان فوق بر می آید این است که در پیکره دولت مصلحتی  مورد غفلت واقع شده که رهبری به ناچار از خودشان هزینه کرده و وارد شده اند. این همان بی تدبیری است که اشاره کردم. و نکته بعد اینکه ایشان این امر را کامل طبیعی بیان می کنند و از اینکه بر سر این ورود بر سر اصول( که جزء اختیارات رهبری است)، اشخاصی بخواهند حساسیت ایجاد کنند تذکر می دهند

... خب، انسان وارد میشود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوقهاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده میکنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند.

رهبری همیشه مانند پدری دلسوز برای ملت و دولت و حتی گروه ها و احزاب اپوزسیون بوده اند. این را به خوبی می توان در جریان فتنه بعداز انتخابات دید. ایشان با توجه به اینکه برخی از مسئولین نظام در ان داستان لنگیدند و تا خروج از دایره انقلاب هم پیش رفتند، انها را به دایره نظام برمیگرداندند. ایشان بارها و بارها سران فتنه را به برگشت ازمواضع خودشان تشویق کردند و واقعا برخی از آنها برگشتند. مصداق عینی آن آقای هاشمی است که اگر سیاسیت جذب حداکثری رهبری  نبود شاید او هم هم اکنون کنار پسر رشیدش در لندن روزگار می گذراند. بنده قصدندارم بگویم انحراف دولت یا قصورشان در حد سران فتنه بوده،  خیر. می خواهم عرض کنم که نبایداز این خلق رهبری سوء استفاده کرد. از طرف دیگر نباید این حمایت را مانند حمایت های دیگر به مفهوم تام تفسیر کرد و دولت را از هر گونه اشتباه و نقد مبرا دانست ، که خود این یعنی بزرگترین خیانت به دولت خدمتگزار.

برخی از دوستان اینطور تحلیل می کنند که این تفرقه ها کار باند هاشمی است. اینها می خواهند ذهنیت حاکمیت دوگانه و جدایی رهبری از احمدی نژاد را دامن بزنند. به نظر نگارنده، اکتفا به این تحلیل بسیار ساده انگارانه است. اگر به راستی این توطئه از انجا آب می خورد پس چرا احمدی نژاد به آن دامن می زند؟ چرا در این مدت پنج روز خانه نشین شده اند و وساطت هیچ کدام از بزرگان را برای برگشتن به دفترشان نپذیرفته اند؟ . بنده قطع یقین دارم که گروهی نزدیک به آقای هاشمی و رسانه های وایسته دارنداین کار را می کنند امّا اینکه بگوییم علت  طراحی " تئوری توطئه " است را هم نمی پذیرم.

سوال این است که چرا برخی طوری عمل می کنند که هر کسی به خودش جرأت بدهد  یک اتفاق طبیعی در کشور را ، تقابل رئیس جمهور با رهبری تاویل و تفسیر کند؟. چرا باید در دولتی که بیشترین حمایت رهبری و مردم را داشته قبح این عمل ناشایست که خوشحالی دشمنان داخلی و خارجی را باعث می شود؛ شکسته شود؟. این خودش یک جریان فتنه نیست؟.

انچه روشن و مبرهن است این نکته است که ما شاهد شکل گیری یک جریان انحرافی هستیم. من نمیدانم چرا برخی سرشان را توی برف کرده اند و نمی خواهند حقیقت را ببینند. اگر این جریان انحرافی، چه در دولت یا خارج از آن شکل نگرفته و همه چیز سرجایش است و گل و بلبل است مملکت، پس چرا حضرت امام( روحی له الفدا) چنین با سینه ای مالامال از درد می فرماید :

تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود. تا مردم عزیزمان اینجور با شور، با شعور، با بصیرت، با عزم راسخ در میدان هستند، لطف الهى شامل است؛ این را بدانید. تا ما توى میدان هستیم، سایه‌ى لطف الهى هست. ماها - من یک جور، شما یک جور، آن دیگرى یک جور، چهارمى یک جور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برویم و اهداف را فراموش کنیم، البته کمک الهى هم کم خواهد شد.

آیا این سخنان ما را یاد درد دلشان در آن نماز جمعه پس از فتنه نمی اندازد؟ ای سید و ای سرور ما دعا بکن برای ما ... من جان ناقابلی دارم، جسم معیوبی دارم ... با تمام قدرت ایستاده ایم ...

ما امیدواریم این بسط نشینی آقای احمدی نژاد همین لحظه به پایان رسیده باشد و علت آن هم همان آنفولانزایی باشد که برخی اعلام کرده اند. این سکوت را که هر لحظه اش به ضرر اسلام و انقلاب است را بشکنند .

انقلاب ما وارد برهه ای حساس از حیات خود شده است. روی دادن این اتفاقات فضا را برای عوام و خواص تیره و زمینه فتنه عظمی را فراهم می آورد. جنیش سبز و اعوان و انصار نه بیکار نشسته اند و نه از صحنه خارج شده اند. اینها دارند فعالیت می کنند و از این آب گل آلود دارند ماهی می گیرند. دارند مردی تمام فتنه را برای ریاست جمهوری بعدی آماده می کنند و ما غافل هستیم. خودمان را به نفهمی زده ایم و داریم توجیح می کنیم. و آنچه هیچکس به آن توجهی نمی کند فریادها و جگرسوزی های حضرت امام( روحی له الفدا) است.