چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

عدالت فردی، مکارم الاخلاق عدالتخواهان:
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: دانشجویان عدالتخواه ،عدالتخواهی ،برسی فتنه

سخنان مقام معظم رهبری در جلسه اندیشه راهبردی، بی شک فصل جدیدی را در باب عدالت و عدالتخواهی پیش روی مجاهدین این عرصه گشود. ایشان پس از برسی مبانی نظری  مقوله عدالت، در آخر کلام به بحث عدالات فردی، یعنی اعمال عدالت بر نفس، پرداختند و تاکید بر اعتقاد به مبدء و معاد را به عنوان شالوده و ریشه اخلاق عدالتخواهان عنوان نمودند.

اولین نکته ای که عدالتخواه باید به آن واقف باشد، و در اثر تمرین و ممارست به آن دست یافته باشد کنترل هوای نفس در مقابله با مخالفین و منتقدین است. انچه پر واضح است این است که در تمامی اعصار تاریخ، عدالتخواهان همیشه قربانی نظام های دیکتاتوری و صاحبان قدرت و ثروت بوده اند. کسی که گام در راه و مسیر عدالتخواهی بر می دارد، به قول معروف باید پی این داستان را به تن مالیده باشد. عدالتخواهان، در تمامی طول تاریخ بشر، آماج حملات ناجوانمردانه جانی و مالی و شخصیتی بوده اند و این یک حقیقت تلخ است.

عدالتخواهی که انقدر بر نفس خویش مسلط نیست، و آنقدر که لازمه این راه است، سینه خود را شرح نداده باشد، تا افواج نامردمی ها و ستمکاری هایی که بر او وارد می آید را تاب بیاورد، عاقبت  در میانه راه با عملکرد غیر عقلانی خویش باعث تباهی نفسش و بد نامی راهی که در آن قدم نهاده می شود. پله اول تربیت نفس، کسب شرح صدر است. یعنی سینه ای به وسعت آسمان که دردهای بشری را به جان بخرد بدون اینکه احساس دردش را گوشی حس کند.

عدالتخواهان با دشمنان و منتقدین خود نیز باید به عدالت و اخلاق رفتار کنند. دلیلی نمی شود که کسی بر آنها تهمت زد، دروغ بست، ظلم کرد، آنان نیز به همین روش به مقابله به مثل بپردازند که اگر مرتکب چنین اعمالی شوند، دیگر نمی شود آنها را عدالتخواه نامید. عدالتخواه حق ظلم کردن بر دشمن خود را هم ندارد. و باید در حق او عدالت و مدارا را رعایت کند، هر چند که دشمنش این کار را نکند و حتی از این فضل و جوانمردی چیزی نفهمد.

امام سجا(ع) در دعای مکارم الاخلاق، که باید مانیفست اخلاقی عدالتخواهان باشد، چنین می فرمایند:

 

... خدایا بر محمد و الش درود و سلام فرست و توفیق ده، تا نسبت به کسی که با من نادرستی کرده، خیرخواه باشم و با آنکه  از من دوری گزیده، بپیوندم، و کسی که مرا نومید ساخته به بخشش عوضش دهم، کسی را که  از من بریده و ظلم کرده، به بخشش مکافات نمایم و از آنکه از من غیبت نموده به نیکی یاد کنم و نیکی نیکوکاران را سپاس گزارده و از بدی چشم پوشی نمایم ...

خدایا

مرا به زینت صالحان آراسته فرما و زیور پرهیزگاران را بر من بپوشان و با توفیق برای گسترش عدالت، فرونشاندن خشم، خاموش کردن اتش کینه، گرد آوردن پراکندگان از هم رنجیده، اصلاح فساد و آشتی دادن بین مردم، ترویج خیر و نیکی، پنهان نمودن عیب و زشتی، نرم خویی، فروتنی و شکسته نفسی، خوش رویی و وقار، خوش خلقی با مردم و پیشی گرفتن به سوی فضیلت و نیکی، و برگزیدن احسان بی آنکه جزای احسانی در میان باشد، سرزنش نکردن و کمک نکردن به غیر مستحق، و گفتن حق اگر چه سخت باشد، و کم شمردن نیکی در گفتار و کردارم اگر چه بسیار باشد، و بسیار شمردن بدی در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد، و همه این خصلت ها را به وسیله طاعت و فرمان برداری و همیشه همراه جماعت مومنین بودن و واگذاشتن بدعت گزاران و آن که رأی و اندیشه اختراع شده به کار برد، آن را کامل گردان

اگر به کلمات و عبارات فوق تاملی بکنیم خواهیم فهمید که در حقیقت تفاوت عدالتخواهان با دیگر نحله های فکری در همین نکته نهفته است. عدالتخواه بی اخلاق با عدالتخواهان کمونیست و بی دین که اخلاق را به عنوان فرع هم در نظر ندارند و به حساب نمی آورند برابر است. در حقیقت عدالتخواه نیست اصلا.

عدالتخواه باید به این نکته واقف باشد و نفس خویش را بر آن تربیت کرده باشد که ممکن است چیزی که برای عوام مباح است، برای او و خانواده او، مکروه یا حتی حرام باشد.

رعایت عدالت در زندگی شخصی عدالتخواه از این معبر می گذرد ... " فلینظر الانسان علی طعامه " ... انسان باید به طعامش بنگرد. عدالتخواه باید بداند و خوب حساب کند که آنچه را به عنوان خوراک جسم و روح کسب می کند از کجا و به چه راهی بدست آمده است. باید دقیق و ریز باشد. فریب هر نحله و میز و صندلی ای را نخورد. فریب اهالی سیاست که کارشان سیاسی کاری منهای اخلاق و انقلاب است را نخورد.

عدالتخواه باید مبانی فکر ای که کسب می کند و طبق آن قصد عمل دارد را بازبینی کند. چرا که این مبانی به منزله طعام و خوراک او محسوب می شود. ببیند بر چه نظر و الگویی در حال عمل است. فریب هوای نفس را نخورد که خدای ناکرده طعام جسم و روحش آغشته به ظلم بر موری بشود. این است اخلاق عدالتخواهان!

امام صادق(ع) در باب تجارت کردن شیعیان خودشان می فرمایند، کسی می تواند از شیعیان ما تجارت کند که دو خصلت را در خود ملکه کند. اول آنکه عیوب مالش را بیان نماید و دوم اینکه حسن و تبلیغ مالش را نکند. شما دیده اید وقتی که وارد بازار می شوید کاسب ها و تجار چطور با آب و تاب از جنس و کالای خودشان بلند بلند می گویند تا مشتری جلب کنند، شیعه این کار را صحیح نمیداند، این روش را در مردود می داند. کسی که به فرض لباس می فروشد، حق ندارد نعره بزند و تمجید لباسش را بگوید، چه بسا اینکه فقیری بشنود و توان خریداری  آن را نداشته باشد. این است فقه و اخلاق شیعی!

حضرت امیر(ع) می فرماید شیعه ما نیست آنکه لباسی را برای تفاخر بر تن نماید. فخر فروشی کند، مانور تجمل و ثروت بدهد. بر شیعه خالص حرام است که در میان فقرا با لباسی بالاتر از سطح متوسط ظاهر شود. حالا این لباس معانی دیگری هم دارد... لباسُ تقوا ذالک خَیر ... بهترین لباس لباس تقواست ... وای بر کسی که با تقوایش بر دیگران فخر بفروشد، یا اینکه، همسران شما لباس های شما هستند ... شیعه آن کسی را که شب عروسیش توی خیابان ها مانور می دهد را طرد می کند. چه برسد به آنکه بر زن و شوهر و مال و تعداد فرزند، خاندان ،اصالت و نژاد و ...  بر دیگران فخر فروشی کند. این است رعایت عدالت در حق احساس و دل دیگران، در نگاه بزرگان شیعه!

ببینید، چقدر ظراف دارد این فقه. چقدر موشکافانه است این مکتب. حالا چطور کسی که خودش را عدالتخواه می داند، عدالت را در جنبه های فردی خویش رعایت نکند و آنوقت می تواند دم از منش علوی بزند.

خدا را شکر میکنم که این خصایص حسنه در بین بچه های عدالتخواه روشن و بارز است. دوستانی که اگر  چه بسیاری بر منش و رفتار سیاسی آنها نقد دارند، امّا هیچکس نتوانسته اخلاق مداری و صبر آنان را زیر سوال ببرد. جوانمردی و شرح صدر آنان را مورد خدشه قرار دهد. در حقیقت علت بزرگ شدن و بلند شدن گفتمان ناب اسلام شیعی از این تریبون همین بوده و هست. که از خداوند توفیق روز افزون آن و همچنین پناه دادن از شر نفوسمان را خواستارم.  متاسفانه برخی می خواهند این ابتکار بزرگ و این امتیاز نایاب را مورد صدمه و لطمه قرار دهند که ناکام خواهند شد ان شاالله.

چند مدت اخیر فضای سیاسی شهر بیش از پیش مزین به این رذالت ها شده است. عدم رعایت تقوی و رعایت انصاف در حق مخالفین و منتقدین.  جدیدا وبلاگی راه انداخته اند که به اقای حائری بهتان های نامربوط زده اند، آمده اند و گفته اند که این کار بچه های عدالتخواه است. کار فلانی و فلانی است.

 خیلی رسمی و بدون شرم، می گوید برای اینکه عدالتخواهان را رسوا کنیم و این همه تهمت را نثارشان کنیم، به قرآن استخاره کرده ایم. پناه بر خدا می برم از این همه جهل. برای ارتکاب به گناه از خداوند طلب خیر می کنند. برای خیانت به نفس خویش، برای دروغ گفتن استخاره می کنند. کلی توهین می کنند، بهتان می بندند و هر چه می خواهند می نویسند، بعد زیرش می نویسند، ولعاقبه للمتقین ... پناه می برم به خدا، که شیطان چطور اعمال زشت برخی را زینت می کند. رنگ قرآن و استخاره می زنند، رنگ تقوا و دینمداری می زنند. خوب مثل مرد بگو خودم به این نتیجه رسیدم،‌خودم تصمیم به عمل گرفتم،‌ چرا از دین مایه می گذاری؟

آن کسی که داعیه دار اصلاح است، داعیه دار کار اجتماعی و زندگی جهادی است، داعیه دار ولایت و رهبری است، چطور جرأت می کند این حرف های سنگین را به زبان بیاورد بدون آنکه کوچکترین توجهی به آنچه که می گوید و می نویسد بکنند. بدون اینکه عدالت را اول در حق نفس خویش عملی کرده باشد.

------------------------------------------------------------------

بعد نوشت:

بنا بر فضای مسموم سیاسی که در شهر پیش آمده، و همچنین مشورت های صورت گرفته با دیگر دوستان ، و اینکه قول و نقل های بسیاری به اسم مجمع دانشجویان عدالتخواه از سوی اشخاص بسیاری نقل می گردد، اینجانب به عنوان دبیر این تشکیلات ضمن ابراز تقدیر و تشکر از دوستانی که برای رفع شبهات پیش آمده اقدام کرده اند، اعلام می کنم که  از این به بعد، پاسخگویی به سوالات دیگران و رفع شبهات آنان پیرامون فعالیت عدالتخواهان فقط از طرف شخص بنده مورد وثوق بوده و نقل و قول دیگران به معنی موضع این مجمع نمی باشد.

برخی می خواهند ما از اهدافمان غافل و به دفاع از خودمان بپردازیم. بنده اعلام میکنم که ما هیچگاه چنین کاری نکرده و نمی کنیم. نگاه ما رو به جلوست و اهداف ما متعالی تر از آن که بخواهیم وقتی صرف جواب دادن به برخی حرف و حدیث ها در مورد شخص خودمان  کنیم. اصلا شأن ما در این نیست. همت ما و دوستان ما وجبهه ای که در آن سنگر داریم بنا به دستور امام(ره) نگاهی جهانی است نه مقطعی و فردی. در صورتی هم که شبهه ای پیش بیاید، شخص بنده ، با مشورت با دوستان به آن پاسخ خواهم گفت.