چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

از عدالت فردی تا گذر از میدان مین
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

راستش نمیدانم از کجا شروع کنم . از جنگ زرگری اصولگرایی و اصلاح طلبی ، یا از اصلاح طلبان اصولگرا نما ، یا از ... بگذریم .

حضرت روح الله (ره) جمله ای دارند باریکتر از مو . بسیار بزرگ ،‌ به این مضمون که " اگر می خواهید جامعه اصلاح شود ،‌اول باید خوتان را اصلاح کنید " . گیر کار هم همین جاست . دوستان زیادی در شهر که همگی  داعیه ولایت و رهبری دارند تحت لوای تشکل هاو مجموعه های خاص خود مشغول کارند . امّا چرا این مجموعه ها خروجی و ثمر اساسی ندارد ؟ چرا حتی در اداره تشکیلات خود هم مانده اند ،‌چه برسد آرمان های انقلاب ؟ . علتش همین نکه حضرت روح الله است . عدم خودسازی و تهذیب نفس انفرادی .

در حقیقت آنچه  شاکله عدالتخواهی را تشکیل می دهد ، داشتن تفکر عدالتخواهانه اجتماعی یا سیاسی نیست . بلکه قدم اولی که هر عدالتخواه ملزم به رعایت و پیمودن آن است ،‌تا بتواند به  عدالت علوی دست یابد ، درک مقوله ای به نام " عدالت فردی است " . کسی که در این وادی رو بر خودش رنجی را تحمیل نکرده و به این بعد اهمیتی نداده ، هیچگاه نخواهد توانست یک عدالتخواه موثر باشد . رعایت عدالت فردی بر عدالت اجتماعی و سیاسی مقدم است . چرا که کسی که نتواند عدالت را بر نفس خودش ملزم کند ،‌چگونه توقعی از او می توان د ربعد اجتماع داشت ؟

چند مدتی است که بیشتر وارد فضای سیاسی شهر شده ام و شاهد این موضوع بوده ام . " فضای بی اخلاقی در رفتار و گفتار ، این چیزی نیست که خدا به راحتی از آن بگذرد ( حضرت اقا – دیدار با دولت - سال پیش ) . " واقعا هم همینطور است .

متاسفانه اگر اصلاح طلب ها فساد عقیدتی و لیبرالیستی داشتند ،‌ امروز به وضوح می بینیم که پیکره اصولگرای شهر و حتی کشور ، درگیر فساد عمیق اخلاقی و البته اقتصادی شدید است . فسادی که عرصه را بر حرافی های نابجا ، تهمت های ناروا ، برچسب های ناعادلانه گشوده است .

شیراز مثل بازار مس گری  می ماند که هر حزبی از راست و چپ ،‌ مشغول گشاد کردن دهانه دیگشان با چکش خودخواهی و هواپرستی هستند ، تا بیشتر و بهتر از انقلاب و مردم سهم خواهی کنند و گوشت پابرهنگان را درآن بجوشانند . و هر کس فریاد آزادیخواهی و استقلال از این آشفته بازار را سر دهد ، به صد برچسب محکوم می شود . که آقا تو پول گرفته ای ،‌تو دست نشاندنده فلان سازمان و فلان مسئول سیاسی و ... هستی ! .

کیست که نداند علت این همه هجمه و داد و بیداد ،  دلسوزی برای گفتمان اسلام و انقلاب نیست . متاسفانه این آقایان به ظاهرموجه و اصولگرا ، دیدشان به مسائل انقلاب گفتمانی و انقلابی نیست ،‌ بلکه کامل سیاسی است . کاری ندارند انقلاب و مولفه هایش کجای عملکردها ظاهر شده ، بلکه می بینند که چه کسانی در مسند امور نشسته اند و به خاطر خرده حساب های سیاسی بر علیه اش گارد می گیرند .

متاسفانه  برخی از جریان به اصطلاح اصولگرای شهر که درگیر سیاسی بازی ها و حزب بازی ها شده اند ،‌در حال تبدیل شده به شعبه ای از نفاق  پیچیده هستند. نفاقی که همین فضای کثیف سیاسی را متولد کرده است . نفاقی که نقاب دین و ولایت را بر چهره خود دارد و این روند قطعا برای انقلاب تبدیل به استحاله ای خواهد شد ، و ضربه ای به انقلاب و اسلام وارد خواهد کرد که هیچ جریان اصلاح طلب و لیبرالی وارد نکرده است .

اصلاح طلب ها کراوات می زدند و با جرات مخالفت و منتقد بودنشان را به نظام حتی اسلام عنوان میکردند ، امّا جریان جدید پیشانی اش جای مهر دارد و بالای سرش عکس امام و آقاست ،‌ امّا عملکردش در تضاد با شعارهایش است  . این نفاق است و باید بر آن با شعار " مرگ بر منافق " تاخت ،‌ نه جریان موسوی و کروبی و آن جنبش سبز که علنا طرح تئوریک مشخص و معین دارند . این روند به تدریج انقلاب را تبدیل به پوستین وارانه خواهد کرد . طوری که از جمهوری اسلامی جز مشتی شعار و مشتی آدم عمل زده منتج نخواهد شد ...

باید جریانی در شهر و فضای استان و در مرحله بعد در سطح کشور ،‌ شکل بگیرد که به طور اساسی و محکم در مقابل این جریان بایستد . آنچه مسلم است آن است که جریان اصولگرایی تا چندین سال دیگر در مسند قدرت کشور باقی خواهد ماند ،‌ و بر اساس این واقعیت که " هر جا قدرت باشد ؛‌ فساد نیز خواهد بود " نباید ارمان ها را به اشخاص و یا گروه های به ظاهر موجه معامله کرد .  اگر روزی پیکره حزب الله متعهد روبروی جریان سازندگی و اصلاحات به مقابله برخاست ، باید جریان سومی متولد شود که در مقابل جریان اصولگرای منحرف  از یک سو ، و همچنین جریانات چپ لیبرالیستی از سوی دیگر ،‌ ایستادگی کند .

عدالتخواهی انقلابی یعنی ،‌ گذر دادن انقلاب از میدان مین . میدان مین تحجر و تجدد . عدالتخواه باید بفهمد و درک کند که اگر ذره ای از اصول و آرمان ها ، به چپ یا راست ( متحجرین یا متجددین ) منحرف بشود ، کار خودش و گفتمانش ساخته است . عدالتخواهی یعنی راهی میانه و راست رفتن ،‌خلاف جریان آب شنا کردن .

بی شک هر کس که وارد این عرصه شود ، کاری بسیار سخت و هزینه هایی بسیار گران را متحمل خواهد شد ، زیرا از طرف همین جریانان ( چپ و راست با هم ) به  عقاید کمونیستی یا بدتر از آن به ضدیت با رهبری یا دولت یا ... متهم خواهد شد . یادم به جمله حضرت روح الله افتاد که فرمود " ضربه ای که این خشک مقدس ها و آخوندهای درباری به پدر پیرتان زدند ،آمریکا و اسرائیل نزدند " ( نقل به مضمون ) ... هم اکنون هم باید برای این عرصه و مبارزه با این طیف های به ظاهر اصولگرا به مقابله ایستاد . بی شک الان دام اصلاح طلبی نخ نما و حنایش بی رنگ شده است ، و جریان اصولگرایی امن ترین محمل برای سوء استفاده نیروهای نفوذی دشمن است  . دشمنی که به قول  آقا روح الله ، توی حوزه علمیه هم مرجع تقلید تربیت کرده است برای روز مبادا .

 -----------------------------------

بعد نوشت :

 همچنین بخوانید" آیا اصولگرایان و شیوخ اعتراف می کنند " ؟ - وبلاگ ناگفته های دانشجوی انقلابی