چرک نویس انقلابی ( خامنیسم )

فضل الله المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما

یک چالش
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

ادم ها خوب عدالت را می شناسند. بیشتر از فرزندان یا پدر و مادرشان. چرا که ذات آنها با عدل چه در بستر تاریخ و چه در بستر زمان ظهور مادی معنویشان در این دنیا متولد شده است.

آدم ها زمانی که بی عدالتی هم مرتکب می شوند به آن جهل ندارند. حتی آدم های خوب.

امّا مشکل کجاست که بی عدالتی رایج و مسلط بر عدل است. چه در نفسانیات و چه در اجتماعیات؟!

مگر نه اینکه عدالتخواهی در فطرت انسانی سرشته شده؟

پس مشکل کجاست؟

این سوال از آین حیث مهم است که ریشه تمام بی عدالتی های اجتماعی هم فرد آدمی است. پس برای پاسخ باید در خود انسان ژرف شد.

و اگر انسان عالم اکبر باشد که هست پاسخ به این سوال نباید چندان دور از ذهن باشد.

به راستی ریشه بی عدالتی و سرچشمه اصلی که علت العلل است در چیست؟

چرا انسان برای رسیدن به عدالت و برقراری آن خود عدالت را نفی می کند؟

آیا انسان عدالت را برای آزادی نفی می کند؟ یعنی میل به آزادی باعث نفی عدالت در انسان می شود؟

یا اینکه اصلا در آرمان انسانی باید عدالت را افضل دید یا آزادی را؟

کدام یک طریقیت و کدام موضوعیت دارند؟

آنی که طریقیت دارد به کدام غایت منتهی می شود؟

این روزها به شدت درگیر این سوالاتم. سوالاتی که پاسخش گره های بزرگ می گشاید.