سوریه بر سه راهی:

 

وضعیت سوریه همانطور که  پیش بینی می شد به وخامت سوق یافته و فشارهای بین المللی برای به تسلیم وا داشتن بشار اسد افزون گشته است. همانطور که خبرداد شدیم یک فروند جنگنده ترکیه که به حریم هوایی سوریه تجاوز کرده بود با پدافند هوایی این کشور روبرو گشت و سرنگون شد و این بر بحران سوریه افزدوه است. نکته تشکیل بحران این است که دولت ترکیه به جای عمل کردن طبق عرف بین الملل که همان مراجعه به سازمانهای بین المللی، مثل شورای امنیت است، برای حل و فصل این موضوع در وهله اول پیشنهاد جلسه اضطراری ناتو را داد . این عمل می تواند این نشانه را در بر داشته باشد که  ترکیه قصد ندارد با سوریه به سبک مسالمت آمیز رفتار کند بلکه اولین راه کارش استفاده از قوای نظامی ناتو است یا اینکه این کشور بخواهد از این آب گِل آلود کم عمق، ماهی های درشت طلایی بگیرد.

این که چرا ترکیه به سازمان ملل و شورای امنیت متوسل نشد را هم می توان در حمایت  روسیه و چین از این کشور دانست. چرا که هر قطعنامه ای که  توازن نیرو را در سوریه  دست خوش تغییر کند با وتوی این دو کشور روبرو خواهد شد. البته علل دیگری هم می تواند داشته باشد که آن را به بحث می گذاریم.

غرب برای براندازی بشار اسد دو راهکار دارد:

اول حمله نظامی به سوریه است و دوم کودتای نظامی که با ترور بشار اسد همراه خواهد بود. آنچه مبرهن است این است که نمی توان در بلند مدت روی قوای ارتش آزاد سوریه حساب کرد. این ارتش بدون کمک مستقیم غرب قادر به  سرنگونی بشار و حکومتش نیست.

غرب سعی دارد حملهء به سوریه با کمترین هزینه انجام گیرد. یعنی اینکه تمام تلاش خودش را انجام دهد تا به بهانه حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، مجوز حمله به این کشور را از شورای امنیت بگیرد تا به این روش افکار عمومی جهان را از یک سو و مردم بحران زده خودش ( که ا زلشکر کشی حاکمانشان خسته شده اند ) را از سوی دیگر  مدیریت کند. بعد ازجنگ جهانی دوم تا کنون لشکر کشی های غرب به اقصی نقاط جهان به این سبک انجام شده. امّا این کار با وجود روسیه و چین تقریبا محال به نظر می رسد. مگر اینکه حالات زیر را در نظر بگیریم:

اولین حالت اینکه غرب با روسیه  وارد مذاکره شود و منافع این کشور را در سوریه با کندومینیوم تضمین نماید. کندومینیوم به  اداره و تحت نفوذ در آوردن یک کشور توسط دو یا چند کشور می گویند. مثل آن چیزی که در زمان قاجار با کشور ما کردند، شمال سهم روس، جنوب سهم انگلیس و مرکز سهم حاکمیت ایران. اگر بخواهیم متوجه شویم که روسیه چقدر به این معامله تن در می دهد باید به وضعیت داخلی این کشور نگاه کرد که  چندان به وفق مراد پوتین نیست. اعتراضات به ریاست جمهوری پوتین، تظاهرات خیابانی احزاب مخالف و گروهی از مردم علیه دولت روز به روز دامنه دارتر می شود و این عامل شاید قدرت روسیه را در عرصه بین الملل پایین بیاورد و روسیه را وادار به مماشات در برابر غرب نماید به خصوص اینکه برخی از این احزاب داعیه جدا شدن از روسیه را نیز دارند.

ممکن است دیدار پوتین با مقامات اسرائیل در چند روز اخیر بی ربط به این ماجرا نباشد. به هرحال این یک گزینه پیش رو و کم هزینه برای غرب است که می تواند روی آن حساب کند. در صورت کندومینیوم گذاشتن سوریه،  منطقه مرزی با سرزمین های اشغالی تحت حاکمیت غرب در خواهد آمد و این از نگرانی اسرائیل و حجم بحران خواهد کاست. این نکته را نباید از نظر دور داشت که تمام قائله سوریه برای تامین امنیت اسرائیل است و نه چیز دیگر و اگر این امر تضمین پیدا کند می توان شاهد وقایع به صورت دیگر بود.

امّا این معامله باز هم به نفع روسیه تمام نخواهد شد. چرا که اگر روسها به کندومینیوم  سوریه تن دهد باعث نا امیدی سایر متحدینش در جهان خواهد شد. مثل همان اشتباهی که فرانسه  قبل از جنگ جهانی دوم در قبال متحدین شرق اروپای خود مرتکب شد( فرانسه با هیتلر برای حمله به شرق اروپا معامله کرد و باعث قدرت گرفتن آلمان و پراکندگی متحدینش شد) . از طرف دیگر حضور غرب در سوریه  برای روسها یک زیان بزرگتر و یک عقب نشینی است. این برای روسیه  یعنی استقرار سامانه های نظامی غرب در نزدیکی کشورش.  هرچند این قضیه بستگی به اصل هزینه – منفعت دارد امّا نظر نمی رسد روسیه را به منفعتی برساند که او را قانع به این قرارداد کند. از طرف دیگر واکنش چین نیز قابل پیش بینی نیست.

راه بعدی سرنگونی حکومت سوریه ( در صورت عدم موفقیت طرح های فوق)  حمله به این کشور توسط یک کشور ثالث به یک بهانه واهی است.  این کار توسط دو همسایه سوریه قابل اجراست. اول اردن. با توجه به اینکه چند مدت پیش از خاک این کشور برای انجام مانور نظامی مشترک علیه سوریه استفاده شد این گزینه بی اهمیت نبود.

و دوم ترکیه که با سرنگونی جنگنده اش می تواند بحرانی خلق کند که  منجر به حمله این کشور به سوریه گردد. با توجه به اینکه ترکیه عضو ناتو نیز هست، پس ناخوداگاه پای لشکرکشی غرب به سوریه باز خواهد شد بدون اینکه بخواهند روسیه را راضی کنند. البته این گزینه هم مشکلات فراوان خواهد داشت مثل واکنش چین، روسیه، ایران و حزب الله لبنان.

 آنچه مبرهن است این است که غرب بیش از این نمی تواند درسوریه در جا بزند و باید هر چه سریعتر، قبل از به نتیجه رسیدن اصلاحات سیاسی بشار،  اقدامی علیه این کشور ترتیب دهد. به هرحال حداقل دستاورد سرنگونی جنگنده ترکیه افزایش فشارها بر سوریه و روسیه و دامن زدن به بحران بیشتر است که  نباید در تحلیل ها از قلم انداخته شود. این رویداد می تواند بهانه های زیادی را به دست غربی ها و دولت ترکیه که مجری سیاسیت خارجی آنها درخاورمیانه است، بدهد.  

حال سوریه بر یک سه راهی قرار دارد. اول تداوم وضع موجود، دوم حمله نظامی و سوم  کودتا و جنگ داخلی. باید منتظر وقایع اینده بود تا تحلیل های دقیقتری بتوان از این بحران ارائه داد.

 

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
علی جعفری

سلام برادر چندنکته در خصوص این مطلب وجود دارد که خدمتتان عرض می کنم. 1- ترکیه در تشکیل جلسه ناتو به دنبال حل و فصل پرونده نبود. طبق اساسنامه ناتو این حق ترکیه و سایر اعضا است که در صورت بروز چنین مشکلاتی مسئله را در ناتو مطرح کنند و در صورت صلاحدید وارد عمل شوند که پس از این جلسه راس موسن دبیر ناتو اعلام کرد که ما به دنبال حمله نظامی به سوریه نیستیم و این خود دلیل بی رغبتی اعضای ناتو به ورود به یک جنگ تمام عیار است و ترک ها نیز دوست ندارند به تنهایی وارد عمل شوند. ضمن آنکه ترکیه دعوای خود را در شورای امنیت مطرح کرده اما از آنجا که هواپیمای ترک که مشکوک به آمریکائی است حریم هوایی سوریه را نقض کرده شانسی از نظر حقوقی ندارند. 2- اینکه فرمودید ارتش آزادی بخش بدون کمک غرب نمی تواند اسد را سرنگون کند، لطف کنید بفرمایید دیگر قرار بوده غرب چگونه کمک کند که نکرده؟ آنها که خود مستقیما می گویند ما کمک می کنیم. مشکل برکناری اسد این نیست. بحث این است که هنوز مردم و طبقه ی متوسط و عشایر و کردها و دروزی ها و بسیاری از اقوام و قبایل و مذاب سوری با اسد هستند و این شرایط را دشوار کرده. ضمن آنکه گروه های تروریستی هنوز نتوانسته

علی جعفری

- اینکه فرمودید ارتش آزادی بخش بدون کمک غرب نمی تواند اسد را سرنگون کند، لطف کنید بفرمایید دیگر قرار بوده غرب چگونه کمک کند که نکرده؟ آنها که خود مستقیما می گویند ما کمک می کنیم. مشکل برکناری اسد این نیست. بحث این است که هنوز مردم و طبقه ی متوسط و عشایر و کردها و دروزی ها و بسیاری از اقوام و قبایل و مذاب سوری با اسد هستند و این شرایط را دشوار کرده. ضمن آنکه گروه های تروریستی هنوز نتوانسته اند که کنترل حتی یکی از شهرها را به دست بگیرند چون ارتش سوریه نیز قوی عمل کرده است. 3-در خصوص روسیه نیز بحث برسر منافع نیست. روسیه حاضر است از خیلی منافع چشم بشوشد و یا حتی هزینه کند تا در قضیه ای که وارد شده پیروز شود. روسیه بعد از پوتین سودای پیش و هنگام جنگ سرد و توازن بلوک شرق و غرب را در سر می پروراند. روسیه به دنبال احیاء قدرت از دست رفته است. روسیه داعیه دار رهبری بلوک شرق جدید با محوریت ایران و چین است و هیچ گاه حاضر نمی شود نقش رهبری خود را با تقسیم اراضی سوریه و یا هر مسئله دیگری عوض کند. گرچه تاریخ معاصر نشان داده نمی توان به پیمان هیچ ابرقدرتی چشم دوخت، اما این بار اگر روسیه بر سر سوریه و ایران معامله کند باید خ

محمد مهدی

سلام [گل] بابا تو آسمونا دنبالت میگشم اینجا پیدات کردم[قلب] تازه اینترنت گرفتم از حالا میام وبلاگت سر میزنم[تایید] البته زیاد وقت نمیکنم[ناراحت] سطح شو ببر بالا تر چون یه مهندس داره میاد [چشمک] بوق بوق بوق[نیشخند][خنده] خیلی نوکریم[قلب]

علی جعفری

سلام اینم ادامش که نرسیده بود. جان خودت وب رو عوض کن کشتمون. ادامه 3 - گرچه تاریخ معاصر نشان داده نمی توان به پیمان هیچ ابرقدرتی چشم دوخت، اما این بار اگر روسیه بر سر سوریه و ایران معامله کند باید خیال نفوذ در خاورمیانه و همچنین تبدیل شدن به یک بازی ساز جهانی را از سر بیرون کند و مثل بقیه پادو آمریکا شود. روسیه اینجا به دنبال منافع بزرگتر و بلندمدت تری است که به او اجازه نمی دهد بر سر منافع کوچک تر معامله کند. 4- در نهایت نیز پیش بینی حقیر آن است که تحولات سوریه به نفع مردم سوریه و ایران و محور مقاومت رقم خواهد خورد. چرا که هر گزینه ای جز ثبات در سوریه آنچنان لطمه و آشوب و جنگی در منطقه به پا خواهد کرد که خود اسرائیل و آمریکا و غرب هم می دانند که اولین پیامدش حمله به اسرائیل و دومینش جنگ خلیج فارس و خاورمیانه خواهد بودو سومینش جهش قیمت نفت و شدیدتر کردن بحران اقتصادی غرب است. که هیچ کشور غربی در این اوضاع مایل به ورود به چنین جنگی نیست.در خصوص جنگ داخلی هم هنوز مخالفین اسد به چنین قدرتی دست نیافته اند. استفاده کردیم یا حق

محمد مهدی

انشا الله که زودتر جنگ بشه یا ما غرب رو نابود میکنیم یا اونا به غلط کردن می افتن بابا خسته شدیم از این همه حرف پس کو عمل

سجاد علی پور

سلام راه چهارمی هم هست،اینکه به بهانه دولت وحدت ملی القاعده را وارد قائله سوریه کنند